گریت دین

گریت دین (به انگلیسی: Great Dane) از انواع اصلی سگ‌های نگهبان، که اصلیتی آلمانی دارد. در این سگ قدرت و نیرومندی و زیبایی توام مشاهده می‌شود. بر خلاف نامش اصلیت این نژاد آلمانی است و هیچ ربطی به دانمارک ندارد. استاندارد این سگ عبارتست از : حداقل قد در نرها ۸۰ و در ماده‌ها ۷۲ سانتی متر و وزن در حدود ۶۰ کیلوگرم.





گریت دین به رنگ‌های سیاه (یکدست بدون لکه سفید یا همراه با لکه‌های سفید در زیر گلو، جلو سینه و پاها) حنایی یا زرد طلایی (با پوزه و ناخن‌های سیاه) آبی فولادی، ابلق (سفید با لکه‌های سیاه) و مخلوط (زرد طلایی رو شن یا تیره، با رگه‌های سیاه پوست ) یافت می‌شود. در تمام انواع این نژاد پوشش بدن کوتاه، نرم، چسبنده و درخشان است. گریت دین اساسا سگی است ملایم، مهربان و صبور ولی چنانچه صاحبش مورد تهدید بیگانه قرار گیرد، چهره تهاجمی به خود می‌گیرد. این سگ در حال حاضر بیشتر جهت نگهبانی به کار گرفته می‌شود.





مقدمه

چه ازلحاظ ظاهروچه ازلحاظ ماهیت گریت دین یکی اززیباترین ومشهورترین انواع دربین سگهای عظیم الجثه‌است. نام این نژاد(البته درزبان انگلیسی) درواقع ترجمه ای است ازلغت قدیمی فرانسوی grand Danois به معنی دانمارکی بزرگ درسایرکشورها نیزاسامی دیگری براین نژاد نهاده شده‌است. Dogue alleman درفرانسه. Mastiff , German mastiff درانگلیس. Dogge درآلمان و dogue ,dogo درزبان لاتین همگی اشاره برسگ عظیم الجثه ای دارد با سری بزرگ به منظورجنگیدن یا شکار.

البته هیچ دلیل قابل قبولی برای ارتباط بین این نژاد ودانمارک وجود ندارد. به اعتقاد برخی ازمحققین درمقبره‌های مصریان ۳۰۰۰ سال قبل ازمیلاد تصاویرسگهایی وجود دارد که بسیارشبیه به گریت دین است. جانورشناسان عقیده دارند که نژادهای ماستیف ازآسیا منشا گرفته‌اند وبرخی عقیده دارند که نژاد Irish Wolfhound اجداد اصلی گریت دین می‌باشد وبرخی Old English Mastiff را دراین رابطه معتبرترمی دانند.

اما عقاید جدیدتربراین نظراست که گریت دین درواقع مخلوطی ازاین دونژاد قدیمی است.

البته این حرف بدین معنا نیست که گریت دین یک نژاد جدید است. این نژاد دارای قدمت ۴۰۰ ساله ویا بیشترازآن می باشد. با این وجود نظیرسایرنژادها تاریخچه واصلاح نژاد گریت دین به شکل مدرن واستاندارد ازاواخرقرن نوزدهم درآلمان شروع گردید وسپس به انگلیس وامریکا گسترش یافت .





مشخصات استاندارد گریت دین

ظاهرعمومی: گریت دین تلفیقی است ازظاهراشرافی وسلطنتی. اقتدار. نیرووزیبائی. با جثه ای بزرگ وقوی. ترکیب بدنی مناسب وبدنی عضلانی. این نژاد یکی ازانواع سگهای عظیم الجثه کاراست. اما آنچنان ازلحاظ ساختارکلی بدن متعادل است که هیچگاه زمخت به نظرنمی آید. یک گریت دین می بایست جسور. پرجرات ونترس ودرعین حال دارای رفتاری دوستانه باشد. این ویژگی‌های بدنی واخلاقی به گریت دین برتری خاصی نسبت به سایرنژادها بخشیده‌است.

سر: سردراین نژاد مستطیل شکل. طویل. تمایزیافته وخوش تراش است. هنگامی که ازبالا به جمجمه نگاه شود باید طرفین آن موازی وپلهای بینی درحد امکان پهن باشند. چشمها دارای اندازه متوسط. عمیق وتیره وبادامی شکل هستند.

گوشها: دارای اندازه وضخامت متوسطی است. درصورت اصلاح گوش اندازه آن می بایست درتناسب با اندازه سربوده وبه طوریکسانی حالت افراشته پیدا کنند.

بینی : می بایست سیاه باشد. به استثنا سگهای خاکستری رنگ که بینی درآنها خاکستری تیره‌است. بینی‌های صورتی رنگ قابل قبول نیستند.

دندانها: می بایست قوی با رشد مناسب تمیزوموقعیت‌های نرمال داشته باشد. دندانهای نیش پائین تماس مختصری با کف سطح داخلی دندانهای نیش بالا دارد.

گردن: محکم . روبه بالا. با انحنای مناسب. طویل وعضلانی است وتدریجا به سمت کتفها پهن می شود تا به اندازه پهنای شانه ها پهنا یابد.

سینه : پهن. عمیق وعضلانی است. پائین سینه تا حدآرنج‌ها وسعت دارد. دنده‌ها حالت ارتجاعی خوبی دارند. کفل می بایست پهن وشیب بسیارکمی داشته باشد.

دم : درقاعده پهن است وبه تدریج ازضخامت آن کاسته می‌شود وتا پس زانو ادامه می یابد. درزمان استراحت دم حالت افتاده دارد. درزمان هیجان یا دویدن کمی حالت افراشته پیدا می‌کند اما هیچگاه ازخط پشت بالاترقرارنمی گیرد. دم نباید شکل حلقوی یا قلاب مانند داشته باشد.

دستها : درنمای جانبی بایستی قوی وعضلانی باشند. ستیغ کتف قوی وشیب داراست ونسبت به بازو تقریبا عمودی واقع می شود. عضلات زیربغل نیزباید قوی باشند. ستیغ کتف وبازو باید طول برابری داشته باشند. آرنج می بایست کاملا درمیان حدفاصل جدوگاه وزمین قرارگیرد. پنجه‌ها می بایست گرد ومتراکم وانگشتان خمیده باشند بدون آنکه به خارج یا داخل چرخش وپیچ خوردگی داشته باشند. ناخن‌ها می بایست کوتاه. قوی ودرحد امکان تیره باشد.

پاها : می بایست قوی. پهن وعضلانی باشد وازناحیه پس زانوعمودی قرارگیرد. پنجه‌ها نیزباید گرد ومتراکم بوده وانگشتان حالت خمیده داشته باشند.

موها : موها می بایست کوتاه. ضخیم. تمیزوظاهرصاف وبراقی داشته باشد. رنگ ولکه‌ها: رنگ زمینه زرد طلائی است وهمیشه دارای خطوط راه راه مشکی با الگوی Chevron می باشد. داشتن یک نقاب مشکی نیزارجح است. پلکها وابروها می بایست سیاه باشند واین سیاهی ممکن است برروی گوش ونوک دم نیزدیده شود. لکه‌های سفید برروی سینه وپنجه‌ها رگه هایی با رنگهای نامطلوب قابل قبول نیستند.

رفتار: گریت دین سگی اصیل. جسوروشجاع با رفتاری دوستانه‌است. این سگ نباید ترسو ویا مهاجم باشد.

اندازه: سگهای نربه مراتب عضلانی تروقوی تربه نظرمی رسند. ازلحاظ نسبت بین طول وارتفاع گریت دین تقریبا مربع شکل می باشد. البته سگهای ماده باید کمی طویل ترباشند. ارتفاع سگهای نرازناحیه شانه نباید کمتراز۷۵ سانتی مترباشد وترجیحا این ارتفاع می بایست بیش از۸۰ سانتی مترباشد. این ارتفاع درمورد سگهای ماده نباید کمتراز۷۰ سانتی مترباشد. اما ترجیحا باید ارتفاعی بیش از۷۵ سانتی مترداشته باشند. سگ در وطن خود بنام ماستیف آلمانی شناخته می‌شود و در میان نژادهای مختلف سگ به مانند آپولو درمیان سایر خدایان یونان نسبت داده می شود. گریت دین در قرون وسطی برای شکار گراز نیز مورد استفاده قرار گرفته‌است.




پوشش: کوتاه، خشن و براق



رنگ: بلوطی، آبی و سیاه

خصوصیات ظاهری: سوراخهای بینی باز پهن و بزرگ، چشمهای دور از هم، گوشهای مثلثی، بدن بسیار عمیق، دم بلند که در انتها به طرف بالا تاب بر می دارد.




وزن، ارتفاع

وزن: در نرها : (۵۴-۹۰) ک.گ، در ماده‌ها : (۴۵-۵۹) ک.گ

ارتفاع: در نرها : (۷۶-۸۶) س.م، در ماده‌ها : (۷۱-۸۱) س.





نگهداری

نیازمند تمرین روزانه و برس کشیدن روزانه‌است. نکته ناراحت کننده در مورد این نژاد طول عمر کوتاه آن است که بین ۹-۸ سال است. و اصلا در خانه نباید نگهداری شود به فضای ازاد نیاز دارد. این حیوان به دلیل خلق و خوی اجتماعی و جسته بزرگی که دارد به هیچ عنوان در محیط خانه نگهداری نمی شود. این سگ باید در محیط باغی شکل زندگی و چند صاحب داشته باشد و با مردم رفت امد کند تا اجتماعی شود.




خصوصیات رفتاری

این سگ بزرگ نباید در خارج از خانه نگهداری شود بلکه باید به عنوان عضوی در خانواده مورد نگهداری قرار گیرد. سگی خوش رفتار، بازیگوش بوده و براحتی آماده یادگیری است.

گریت دین مشهورترین سگ عظیم الجثه‌است. ارتفاع سگهای نر۷۵ تا ۸۰ وگاهی حتی ۹۰ سانتیمتراست. ماده‌ها ارتفاعی بین ۷۵ تا ۸۰ سانتیمتردارند. این نژاد علی رغم بزرگی جثه اش ازترکیب بدنی متعادل ومناسبی برخورداراست بطوریکه جثه بزرگش نه تنها اززیبایی حیوان نمی کاهد بلکه برعکس جذابیت آنرا دوچندان می کند. ازمشخصات ظاهری آن می توان به چشمهای بادامی شکل وتیره وبینی سیاه وگردن محکم وروبه بالا که درنزدیکی کتف‌ها پهن می‌شود وسینه عمیق وعضلانی اشاره کرد.

گریت دین سگی اصیل وشجاع ومقتدر ونیرومند وزیبا وبا رفتاری دوستانه‌است. توله‌های وی درموقع تولد چندان بزرگ بنظرنمی رسند ولی بعد ازدوماه بسرعت رشد کرده وبتدریج هیکل آنها بزرگ وترسناک می شود. برخلاف قیافه ترسناکش سگی درنده وبد اخلاق نیست وبرعکس خیلی آرام ومهربان است. این نژاد کمتردرجنگ وجدال با سگهای دیگروارد می‌شود وبه هرچیزی که متعلق به صاحبش باشد علاقه پیدا می کند. سگهای نژاد گریت دین با کودکان بسیارمهربان بوده وازاین لحاظ کاملا قابل اعتمادند.





توضیحات

گریت دین نژادی است که اصالت، نجابت، نیرو و ذکاوت را در هم ادغام کرده.

یکی از بزرگترین سگهای دنیاست. موهایی زبر و خشن دارد. نگهداری از این نژاد بدلیل جثه بزرگ آن شرایط ویژه ای را طلب می کند. این نژاد به محیط بزرگتری برای زندگی و فعالیتهای بدنی نیاز دارد. میزان تغذیه و خوراک آنها نیز به مراتب از نژادهای دیگر بیشتر است. اصولاً چنانچه آموزش و تعلیم این سگها بدرستی صورت گیرد و سگهای مطیع و آرامی تربیت شوند، می توانند بعنوان سگهای خانگی نگهداری شوند. رنگ پوشش خارجی آن متغایر است و تقریباً به هر رنگی یافت می شوند. رنگ چشم‌ها معمولاً تیره می‌باشد اما گاهی اوقات به رنگ آبی نیز یافت می شود.




خلق وخو

گریت دین نژاد آرام، مهربان، شیرین و با محبت است. بازیگوش و مهربان با کودکان. همه را دوست دارد و ترجیح می دهد که همیشه در اطراف مردم باشد. پارس نمی کند مگر در شرایط خاص. سگی مسئول، باوفا و شجاع است. بدلیل جثه بزرگی که دارد باید از سنین پایین تر مورد آموزشهای لازم قرار گیرد تا بیاموزد که خود را به انسانها خصوصاً کودکان تکیه ندهد. معمولاً نرها با هم جنس خود کنار نمی آید اما اگر از دوران تولگی با سگهای دیگر بزرگ شود می تواند به راحتی با آنها کنار آید. آموزش دادن به آنها می تواند گاهی اوقات مشکل و دشوار گردد.





مشکلات سلامتی

این نژاد عمر کوتاهی دارد. در هنگام خرید باید از سلامت و بهداشت محیطی که توله‌ها در آن پرورش یافته‌اند اطمینان حاصل کرد. از جمله بیماریها می توان به مشکلات لگن، بیماریهای خونی، تومار، بیماری قلبی و عفونت دم اشاره کرد.

شرایط نگهداری می توان این نژاد را در آپارتمان نگهداری کرد به شرط آنکه اجازه فعالیت بدنی کافی در طول روز به آن داده شود. اصولاً یک حیاط بزرگ می تواند مکان مناسبی را برای زندگی آن فراهم نماید.





فعالیت بدنی

گریت دین به فعالیت زیاد نیاز دارد. حداقل فعالیت بدنی برای آن در طول روز پیاده روی‌های طولانی است.




طول عمر

بطور متوسط زیر ۱۰ سال عمر می‌کند اما بعضی از آنها می توانند تا سنین ۱۲-۱۳ سالگی زندگی کنند. اگر غذا خوب باشد.




آراستن

موی کوتاه آن برای آراستن مناسب می باشد. ریزش مو در این نژاد متوسط می باشد.

برس زدن روزانه کافی است. از آنجایی که شستن این سگ غول پیکر دشوار می‌باشد، بنابر این می توان او را فقط در مواقع ضروری استحمام کرد. ناخن هایش را بطور منظم کوتاه کنید.




تاریخچه

نام این نژاد در زبان انگلیسی ترجمه ایست از لغت قدیمی فرانسوی Grand Danois به معنی دانمارکی بزرگ. البته هیچ دلیل قابل قبولی برای ارتباط بین این نژاد و دانمارک وجود ندارد. به اعتقاد برخی از محققین در مقبره‌های مصریان سه هزار سال قبل از میلاد تصاویر سگهایی وجود دارد که بسیار شبیه به گریت دین است.

جانور شناسان عقیده دارند که نژاد تازی ایرلندی اجداد اصلی گریت دین می باشند و برخی Old English Mastiff را در این رابطه معتبر تر می دانند. اصلاح نژاد گریت دین از اواخر قرن نوزدهم ابتدا در آلمان و سپس در انگلیس و آمریکا گسترش یافت ‎




گروه

سگهای کاری





گرگی

گرگی حیوان دورگه‌ای ست که از جفت‌گیری سگ و گرگ پدید می‌آید. از آن‌جا که سگ اهلی (Canis lupus familiaris) بر پایهٔ آخرین طبقه‌بندی‌های علمی زیرگونه‌ای از گونهٔ گرگ خاکستری (Canis lupus) به شمار می‌رود، می‌توان آن را نژادی از سگ نیز به شمار آورد. با توجه به اینکه نسل تمامی سگ‌ها به زیرگونه‌هایی از گرگ می‌رسد، گرگی، سگی است که خون گرگ را از ۵ جد نزدیک خود به ارث برده باشد. نام‌های فارسی دیگر این جانور «گرگ سگ» و سَگگُرگ است.

بیشترین جمعیت گرگی‌ها در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند. شمار گرگی‌ها در این کشور در سال ۱۹۹۸ حدود ۳۰۰ هزار برآورد شده که برخی منابع آن را تا ۵۰۰ هزار بالا می‌برند. برای تولید گرگی معمولاً گرگ خاکستری را با سگی از نژادهای گرگ‌مانند (مثل ژرمن شپرد یا سیبرین هاسکی یا مالاموت آلاسکایی) جفت می‌کنند.

از آن‌جا که ساختار ژنی گرگی ترکیبی از آن ِ سگ و آن ِ گرگ است، ویژگی‌های جسمی و رفتاری‌اش ممکن است به هر یک از آن‌ها شبیه شود و چندان قابل پیش‌بینی نیست.





در حیات وحش

دورگه شدن گرگ و سگ به‌طور طبیعی و در حیات وحش نیز دیده می‌شود. این وضعیت بیشتر در نواحی نزدیک به سکونت‌گاه‌های انسانی اتفاق می‌افتد که تراکم جمعیتی گرگ‌ها کم و آن ِ سگ‌ها زیاد است. البته مواردی نیز از حضور گرگی‌ها در مناطقی با تراکم جمعیتی مناسب گرگ در شوروی سابق مشاهده شده‌است. بسیاری از موارد حملات گرگ‌های بزرگ به انسان‌ها که رفتار تهاجمی غیرمتعارفی نسبت به انسان‌ها داشته‌اند ممکن است مربوط به گرگی‌ها باشد و در اینصورت خطرناک هستند. در اروپا تداخل ژنتیکی سگ‌ها و گرگ‌ها یکی از عوامل تهدید بقای گله‌های کوچک گرگ در این قاره است که در خطر شدید انقراض قرار دارند.
گرگی در کشورهای مسلمان‌نشین

اداره دامپزشکی ارتش جمهوری اسلامی ایران هم نژادی از گرگی به نام قوچک تولید کرده‌است'.





گلدن رتریور

گُلدِن رِتریوِر (به انگلیسی: Golden retriever) نژادی از سگ است از گونه سگهای ورزشی از مشخصه‌های اخلاقی این نژاد می‌توان به جذابیت، مهربانی و هوش و استعداد بالا اشاره کرد. این نژاد از نظر ظاهری دارای جثه متوسط و در رنگ‌های گوناگون از جمله کرم و طلائی یافت می‌شود.

گلدن رتریور سگی باهوش، زیبا و اجتماعی است. دارای جثه متوسط می‌باشد و به رنگهای کرم و طلایی یافت می‌شود ( رنگ موی قرمز و سرخ قابل قبول نمی‌باشد). لایه بیرونی پوشش ضد آب و لایه زیرین انبوه و پر پشت است. دارای سر پهن و عضلانی و دندانهای منظم می‌باشد. بینی سیاه دارد و چشم‌های مهربانش به رنگ قهوه‌ای و مشکی یافت می‌شود. گوشهایی به اندازه متوسط، گردنی ماهیچه‌ای و سینه‌ای فراخ دارد. دمش بلند است اما هرگز بصورت فر خورده نمی‌باشد.





خلق وخو

گلدن رتریور سگی جذاب، پر محبت، باهوش و با استعداد آموختن فراوان است. همیشه مهربان است و رفتار خیلی آرامی با کودکان دارد. سگهایی باوفا، شیرین و مشتاق برای خشنود کردن صاحبانشان هستند. گلدن رتریور فعال و پر محبت و به طور خلاصه سگ مناسبی برای اعضای خانواده‌است. آموزش دادن به او سرگرم کننده خواهد بود. با غریبه‌ها و سایر سگها رفتاری دوستانه دارد و خوی تهاجمی ندارد. گلدن رتریور دیدبان خوبی است و ورود غریبه‌ها را با عوعو کردن اطلاع می‌دهد. در اطراف انسانها بودن او را خوشحال نگاه می‌دارد و نباید او را برای مدت زیادی تنها رها کرد. گلدن رتریور نام خود را از باز آوردن شکار برای شکارچی کسب کرده‌است، همچنین قابل ذکر است که این سگ شناگر بسیار ماهری می‌باشد.
وزن و ارتفاع

وزن: در نرها : (۲۷-۳۶) ک.گ، در ماده‌ها : (۲۵-۳۲) ک.گ

ارتفاع: در نرها : (۵۶-۶۱) س.م، در ماده‌ها : (۵۱-۵۶) س.م






مشکلات سلامتی

مستعد برای بیماریهای لگن و همچنین عفونت چشمی است. مشکلات و نارسائی‌های قلبی و همچنین آلرژی پوست در این نژاد شایع است که در صورت مشاهده باید سریعاً به دامپزشک مراجعه کرد.

شرایط این نژاد برای زندگی لیت بدنی داشته باشد. در داخل خانه پر تحرک است و یک حیاط متوسط یا بزرگ می‌تواند مکان مناسبی را برایش فراهم کند.





فعالیت بدنی

گلدن رتریور به فعالیت و ورزش روزانه نیاز دارد و اکثراً علاقه دارد که توپ یا اسباب بازیهای پرتاب شده را باز بیاورد. بنابراین ورزش دادن او چندان سخت نخواهد بود.






لابرادور رتریور

توله شکاری لابرادوری یک سگ کوچک با بدنی سفت و محکم است که شکار کشته شده را می‌یابد. همچنین از این توله‌های کانادایی به عنوان سگ‌های ورزشی نیز استفاده می‌شود.

این توله شکاری به طور تقریبی ۲۳ اینچ (۵۹ سانتیمتر) ارتفاع و ۵۵ تا ۸۰ پوند (۲۵ تا ۳۶ کیلوگرم) وزن دارد. توله‌ها سیاه یا زرد هستند. اغلب اوقات یک توله زرد رنگ در میان توله‌های متولد شده سیاه ظاهر می‌شود.






لهاسا آپسو
لهاسا آپسو سگی است از گونه سگ‌های غیر ورزشی، با قدی کوتاه و موهای بلند و لطیف.





تاریخچه
موطن اصلی لَهاسا آپسو تبت می‌باشد. این سگ نام خود را از شهر لَهاسا کسب کرده‌است. برای ۲۰۰۰ سال این نژاد تنها در تبت و توسط مردان مقدس در معابد پرورش می‌یافت. آنها اعتقاد داشتند که روح صاحب لَهاسا آپسو پس از مرگ به درون بدن این سگ منتقل می‌شود. آنها همچنین معتقد بودند که این سگ خوش یمنی را به زندگی صاحبش می‌برد. بعدها مردان حکومتی تبت آنرا بعنوان تحفه به دیپلمات‌های خارجی هدیه کردند. این نژاد برای اولین بار در سال ۱۹۲۰ در انگلستان به نمایش درآمد.





خصوصیات بارز ظاهری

لَهاسا آپسو دارای پوشش بسیار بلند و مضاعف می‌باشد که از دو سوی بدنش به سطح زمین می‌رسد. به رنگهای طلایی، کرم، عسلی، دودی و چند رنگ یافت می‌شود. موها صاف، بلند و سنگین می‌باشد و حالت ابریشمی ندارد. دارای چشمهای تیره و فرو رفته‌است. گردنش توسط موهای بلندی پوشیده شده، دم پرپشت و فر خورده دارد.

وزن در نرها: (۵-۶) ک.گ، در ماده‌ها: (۵-۶) ک.گ
ارتفاع در نرها: (۲۵-۲۸) س.م، در ماده‌ها مقداری کوتاه تر می‌باشد.

همچنین عمری بین ۱۵ تا ۱۸ سال دارد.





خصوصیات بارز اخلاقی

سگی سرسخت، باهوش و سر زنده‌است که رفتار دوستانه‌ای دارد.




ماستیف

ماستیف (به انگلیسی: MASTIFF) از انواع سگ‌های نگهبان به شمار می رود.منشا این سگ کشور انگلستان است. از نظر ویژگی‌های ظاهری دارای مویی کوتاه و بدنی قوی و عضلانی و سنگین می باشد. با وجود این به عنوان سگ نگهبان و سگ ورزشی مناسب می باشد. سر این حیوان عریض و چند ضلعی بوده، پوزه کوتاه است. گوش‌ها کوچک و آویزان می‌باشد اما نباید گوش‌های آن‌ها را قطع کرد . دم این سگ بلند است . این سگ به ورزش و تحرک زیادی نیاز دارد. این سگ‌ها دارای رنگ‌های زرد، نقرهای و حنایی می‌باشد اما در تمام موارد پوزه، گوش‌ها و بینی سیاه می باشد. ارتفاع سگ نر ۷۵ سانتی متر و وزن آن ۷۵ کیلوگرم میباشد.




مالاموت
مالاموت آلاسکایی (به انگلیسی: Alaskan Malamute) نام نژاد قدرتمند و بسیار باهوش سگ است، مالاموت یکی از نژاد‌های قدیمی سگ است و در ایران به ندرت معامله می‌شود، مالاموت در ایران بیشتر با نام هاسکی خرید و فروش می‌شود علت این عمل شباهت بسیار زیاد این نژاد با نژاد شناخته شده هاسکی است لازم به ذکر است که شباهت‌های بسیاری با چند نژاد دیگر نیز دارد اما هاسکی دارای محبوبیت و کمیت بیشتری است.





مشخصات ظاهری

مالاموت بسیار زیبا و با جذبه است و دارای دم پر پشت است، بدن این نژاد پوشیده شده از مو است، این سگ در رنگ‌های سفید، سفید و خاسکتری، سفید و مشکی، سفید و قرمز یافت می‌شود. در جنس نر وزن این حیوان ۳۷-۴۰ کیلو گرم و در جنس ماده ۳۳-۳۹ کیلو گرم می‌باشد. اندازه این نژاد در جنس نر حدوداً ۶۰ سانتی متر و در جنس ماده حدوداً ۵۵ سانتی متر است.





خلق و خو

این نژاد بسیار پر جنب و جوش و بازیگوش است و نمی‌تواند ساعات بسیاری را در خانه تنها بماند، در صورتی که در خانه تنها باشد می‌تواند خسارت بسیار زیادی به شما بزند، عاشق بازی کردن است، این سگ اصلاً برای دیده بانی خوب نیست زیرا که بسیار سگ ارامی است، عاشق خانواده‌ای هست که در آن بزرگ می‌شود، هنگامی که صدایی از خودش در میاورد بیشتر شبیه به صدای گرگ است تا صدای واق واق سگ.





نگهداری

هر چند افراد بسیار زیادی تمایل به داشتن این نژاد در خانه خود دارند اما باید چند نکته را رعایت کنند

مالاموت بسیار پر فعالیت است و شما به یک حیاط برای نگهداریش احتیاج دارید.
مالاموت نیز مانند هاسکی علاقهٔ فراوانی به حفر زمین دارد پس مراقب باغچه‌های خود باشید.
مالاموت سگی است برای نواحی سرد سیر و اگر می‌خواهید او را در تابستان در حیاط خانه خود نگهداری کنید حتماً یک محیط خنک و مقداری آب خنک برایش فراهم کنید.
مالاموت بسیار دوست دارد در منطقه‌ای که شما به عنوان قلمرو برای او انتخاب می‌کنید قدم بزند و بازی کند.





تاریخچه
اسم مالاموت از اسم Mahlemuts (قبیله‌ای در قطب شمال) منشا گرفته است، قبیله mahlemuts برای اولین بار شروع به پرورش این سگ کرده‌اند، از مالاموت‌ها برای کشیدن بار‌های سنگین و همچنین کشیدن سورتمه استفاده میشده کمترین تعداد مالاموت مورد نیاز برای کشیدن بار‌های سنگین ۴ تا بوده استوجود این سگ به ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش بر می‌گردد





مینیاتور پینچر
مینیاتور پینچِر سگی است از گروه سگ‌های عروسکی دارای موهای کوتاه و صاف، سگی است کوچک و بازیگوش و نیاز به مراقبت نسبتا زیادی دارد.




تاریخچه

بر خلاف اعتقاد عمومی مردم جد مینیاتور پینچِر نژاد دابِرمَن نمی‌باشد و در حقیقت قدمت مینیاتور پینچِر بیشتر از دابِرمَن است. موطن این نژاد آلمان می‌باشد و اجداد او را تریرها و German Pinscher تشکیل می‌دهند. این نژاد برای کنترل جمعیت و شکار موشها خصوصاً در اسطبل‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت. همچنین ممکن است نژا Italian Greyhound در به وجود آمدن این سگ کوچک و پر سرعت دخیل باشد. کلمه Pinscher در زبان آلمانی به معنای تریر می‌باشد.



خصوصیات بارز ظاهری

مینیاتور پینچِر سگی است با جثه کوچک، عضلانی و پوشش نرم و براق. پاهای جلویی صاف، پنجه‌ها کوچک و شبیه به پنجه گربه می‌باشد. ماهیچه‌ها قدرتمند و به تناسب خوبی در مقایسه با بدن سگ قرار دارد. دارای دندانهای منظم و چشمان تیره و براق است. پوشش خارجی کوتاه مینیاتور پینچِر به رنگهای قرمز، مشکی، سرخ و شکلاتی یافت می‌شود.

وزن در نرها: (۴-۵) ک.گ، در ماده ها: (۴) ک.گ

ارتفاع در نرها: (۲۵-۳۰) س.م، در ماده ها: (۲۵-۲۸) س.م

عمر متوسط این نژاد معمولاً ۱۵ سال یا بیشتر است.




خصوصیات بارز اخلاقی

مینیاتور پینچِر سگی کوچک، سرسخت و بسیار وابسته می‌باشد. این نژاد مغرور و شجاع علاقه زیادی به عوعو کردن دارد. نسبت به صاحبش با وفا، هوشیار و پر انرژی است. بسیار شجاع و سرزنده و بطور کلی خصوصیات نژادهای بزرگ را در یک جثه کوچک دارا می‌باشد. نسبت به کودکان و دیگر حیوانات کوچک رفتار آرامی دارد، به غریبه‌ها خو نمی‌گیرد و مطیع و باهوش است.






ولش کورگی

ولش کرگی (به انگلیسی: Welsh Corgi) نژادی از سگ است از گونه سگهای چوپان. از مشخصه‌های اخلاقی این نژاد می‌توان به سرسختی، فداکاری و هوش آن اشاره کرد. این نژاد از نظر ظاهری دارای جثه دراز با گوشهای برافراشته و در رنگهای مختلف یافت می‌شود.







یورکشایر تریر

یورک شایر تریر (به انگلیسی: YORKSHIRE TERRIER)از نژادهای سگ‌های تریر است.این سگ حیوانی سرزنده و دوست داشتنی است که از هوش بالایی برخوردار است. سگ شکاری و نیرومندی می باشد. برای آپارتمان نشینهایی که می توانند در روز حداقل یک ساعت به نظافت سگ اختصاص دهند مناسب می باشد. از نظر ویژگی‌های ظاهری، دارای موهای بلند ابریشمی می باشند که به رنگ آبی فولادی است و از نوک بینی تا انتهای دم سگ را می پوشاند. موها در قسمت سینه و سر و پاهای سگ به رنگ طلایی سیر دبده می شود. گوش این حیوان کوچک و به شکل V است که تیز بوده، با موهای خرمایی سیر پوشیده شده است. وزن این سگ‌ها تا حدود 3 کیلوگرم می رسد. دم این سگ‌ها را باید از نیمه قطع نمود.
2:04 pm
1)شهيد برونسي در عمليات بدر بسيار ناراحت و گرفته به نظر مي رسيد ، چون عمليات خيبر و آنچه در عمليات خيبر اتفاق افتاده بود ، خيلي برايش سنگين و متأثركننده بود و لذا خيلي تأكيد مي كرد كه هيچكس اجازه عقب نشيني در اين عمليات را ندارد. و بايد ما هدفمان را بگيريم ، حتي اگر تا آخرين نفرمان هم به شهات برسيم ، ولي بايد به سر چهار راه برسيم.





واقعاً اين را به عنوان شعار نمي گفت: از قلبش از تمام نهادش اين ندا بر مي خواست و به صورت بلند و با فرياد مي گفت: كه وعده ما سر چهار راه ، اين چهار راه هم به اصطلاح پدي بود كه دشمن آورده بود، در عمق جزيره ايجاد كرده بود. يعني از اتوبان بصره منشعب مي شد و يك خط پدافندي به حساب مي آمد كه دشمن در واقع تشكيل داده بود. تقاطع آن بعضي از جاده هايش بصورت عمودي به داخل جزيره مي آمد كه به اينها در واقع مي گفتيم پد، جاده اي بود ولي چون بلند بود ارتفاعش از سطح آب گرفتگي هور قريب به 3 متر (2/5 الي 3 متر ) از هور مي آمد از توي آب يعني مي آمدي بالا تا مي رسيدي به خود جاده عرض جاده هم حدوداً 8 متر بود ، اين تنها جاده اي بود كه ما داخل آب داشتيم.


2) شهيد برونسي مي گفت: اولين دفعه كه مي خواستم به جبهه بروم براي خداحافظي به خانه آمدم و ديدم كه خانمم حالت غش به او دست داده و خيلي وضع ناجوري داشت. مي گفت: بالاي سرش ايستادم تا بالاخره به هوش آمد. مادر زنمان هم بود. مانده بوديم كه چه طوري با اين وضعيت روحي و جسمي كه دارد جريان رفتن جبهه را به او بگويم. از طرفي مجبور بودم. چون وقت داشت تند تند مي گذشت و بايد خودم سريع به كارهايم مي رساندم. بالاخره جريان را به خانمم گفتم: تا خانمم جريان را شنيد هم خودش و هم مادر خانم من گفت: ما را با وضعيت به كي مي سپاري؟ در اين موقعيت و شرايط اگر ما الان بيفتيم چه كسي ما را به دكتر مي برد. گفتم كه: به خدامي سپارم و حضرت زهرا هم نگهدارتان هست. قبل از اينكه از خانه برود همان حالت مجدد به خانم ايشان دست مي دهد و خلاصه مجبور است كه اين خانم و خانواده را به همين وضعيت با چند بچه رها كند و خودش را به كاروان برساند. مي گفت: بعد از مدتي كه در جبهه بودم با خانواده ام تماس گرفتم و ديدم كه خانواده خيلي خوشحال است. تعجب كردم پرسيدم جريان چيست؟ خانمم جريان را اينگونه تعريف مي كردند، مي گفتند: بعد از اين كه تو رفتي در همان حالي كه من بي هوش بودم، يك كبوتر سفيدي وارد خانه شد و چند دور كنار خانه زد و كنار من نشست.من حركت كردم و به هوش آمدم، ديدم كه اين كبوتر است و نهايتاً پرواز كرد و رفت روي ديوار حياط روبروي همان در اتاق نشست. بعد از مدتي دور حياط چرخي زد و نهايتاً داخل اتاق آمد و دوري زد و پرواز كرد و رفت و گفت: از آن لحظه به بعد تا همين الاني كه چند سال مي گذرد و من در جبهه ها هستم خوشبختانه اين مريضي سراغ خانمم نيامده است.

3)پدرشان بعد از اينكه از جبهه برگشتند ، مريض بودند . در روستا كشاورزي مي كردند و هنگام درو كردن گندم مريض مي شوند و ايشان را به مشهد مي آورند . در مشهد او را به دكتر برديم و دكتر گفت : ايشان سكته كرده است . خيلي حالشان خراب بود ، زنگ زديم كه پدرتان خيلي مريض است و دكتر گفته است خوب نمي شود . بعد خنديدند و گفتند : مريض است دكتر ببريدش به مشهد كه دكتر زياد است هر دكتري هست ببريدش خوب بشود . اگر هم خوب نشد و ببريدش دفنش كنيد . گفتيم در انتظار شما هست . گفت : به پدرم بگوئيد در انتظار من نباشد ، جبهه بيشتر به من احتياج دارد تا پدرم . اگر مرد ببريدش دفنش كنيد اگر زنده ماند مي آيم مي بينمش . من الان نمي توانم بيايم . بعد از چند روزي پدرشان فوت كردند و مراسم كفن و دفن و عزاداري بدون حضور ايشان انجام شد . تا اينكه بعد از چهل روز زنگ زدند كه خبر بگيرند . گفتم پدرتان فوت كرده است . گفتند : اشكال ندارد وقتي كه آمدم برايشان تعزيه مي گيرم . براي چهلم پدرشان از منطقه آمدند و در روستا مجلس گرفتند . تعزيه كه تمام شد خودشان شروع به صحبت مي كنند و مي گويند : الان تمام افراد اينجا جمع شديد ، هر كس از پدر من ناراحتي ديده است ، قرض و طلب دارد بيايد به خودم بگويد . خودم حاضرم دين پدرم را ادا كنم . چون ميخواهم پدرم خاطر جمع باشد .

4)در سال 52 يك روز آقاي برونسي مرا با خودش به زاهدان برد . در مسافر خانه گذاشت و گفت : من مي روم كاري دارم و بر مي گردم اگر من دير آمدم شما همينجا بمان و نگران هم نشو ، هرچه گفتم : كجا مي خواهي بروي ، هيچ نگفت و رفت و شب نيامد و من خيلي نگران بودم . چون مي دانستم كه انقلابي است . روز بعدش كه آمد ديدم كه خيلي خوشحال است . هنگام برگشت به مشهد هرچه خواهش كردم باز چيزي گفت ولي بعد از پيروزي انقلاب يك روز گفتم : آن رفتن به زاهدان را بگو چه بود . بالاخره تعريف كرد و گفت : آقا من آنجا پيغامي از نماينده ويژه امام راحل در مشهد براي مقام معظم رهبري كه در ايرانشهر در تبعيد به سر مي برد داشتم . گفتم : پس چرا ما را بردي با خودت ؟ گفت : ترا بردم كه رد گم كنم چون جوان بودي .

5) در يكي از جلساتي كه در قبل از عمليات والفجر مقدماتي در قرارگاه نجف با حضور كليه فرمانده تيپها و لشكرها و فرماندهان گردان هاي عمل كننده آن قرارگاه در خدمت سردار همت داشتيم بعد از توضيحات كلي كه خود سردار همت داشتند و بالطبع به دنبالش فرمانده لشكرها و فرمانده تيپ ها محورهاي عملياتي خودشان را توضيح مي دادند و نوبت به فرمانده گردان ها مي رسيد. فرمانده گردان ها هم يكي يكي گزارش كار و فعاليت هاي خودشان را داشتند و همچنين گزارش مي دادند از نحوه عملكردشان و شناسايي و برنامه اي كه در آينده براي خودشان به عنوان طرح عملياتي در نظر گرفته بودند. شهيد برونسي آن روزهاي اولي كه مسئوليت گردان را به عهده گرفته بود به دلايل خاصي زياد علاقه به كار كلاسيك نداشت، يعني، هيچ موقع شايد دوست نداشت كه كلاسيكي عمل كند. لذا ميانه خوبي با طرح و نقشه و كالك و اينها نداشت. آن لحظه اي كه رفته بود، طرح مانور و محدوده عملياتي گردان خودش را توضيح بدهد، آنتن را روي كل محور عملياتي كل يگانها دور مي داد. شهيد همت به ايشان تذكر داد و گفت: نقطه عملياتي خودت را نشان بده. شهيد برونسي در جواب شهيد همت گفت كه: من زياد علاقه به اين شيوه اي كه شما مي فرماييد ندارم. من طرز كارم اين است كه شما نيرو در اختيار من بگذاريد و نقطه اي كه من بايد عمل كنم را به من نشان بدهيد. بنده تعيين مي كنم كه هر نقطه اي كه باشد چه در خطوط اول چه در عمق دشمن و با كمترين تلفات به راحتي يا در بعضي مواقع بدون تلفات آن را تسخير كنم و همين طور شد. نمونه اصلي اين مطلب را در همان عمليات والفجر مقدماتي شاهد بوديم. با توجه به مشكلات منطقه و موقعيت پيچيده اي كه به حساب تپه 85 اگر اشتباه نكنم داشت. روي آن تپه رملي ها، ايشان موفق شد با كاري كه از قبل روي طبيعت انجام داد و شناسايي هايي كه كرده بود، شب توانسته بود به راحتي در زمان مقرر گردان خودش را به خاكريز اول دشمن برساند.

6) مربوط به تصادفي كه كرديم، آن روزي كه مرخصي رفته بوديم همان وقتي كه ديديم راه ما خراب است، شيطان لعنتي به جلد ما آمد، وسوسه مي كرد، عجب كار اشتباهي كرديم. كاش مرخصي نمي آمديم. اين همه نيرو، خدايا چكار خواهند شد. خوب مي دانيد كه همه اش اين فكر بود، بر عكس اين ماشين ما از همان بلندي كه سرازير شد، به يك سرعتي افتاد كه احتمال تكه تكه شدن ماشين وجود داشت. حالا ما كه هيچي، كه يك لش گوشت هستيم. بعدش گفتم: كه خدايا مسئله اي نيست. ما در عمليات كشته نشديم، جايمان همين جا بود، خوب چي، قالو: انا لله و انا اليه راجعون. مسئله مردن خوب فرقي نمي كند، قسمت ما همين جا بوده است. فقط اول كه ماشين اين طوري شد يك دفعه باد از سرمان كنده شد، گفتم: يا ابوالفضل برو. كه برادر روحانيمان آقاي حسيني گفت: اين حرف شما را هرجا برويم خواهيم زد، يا ابوالفضل برو. حرف آن شب شده بود. خوب اگر خداي مي خواست ما كشته مي شديم. خوب همانجا زير برفها تكه پاره مي شديم. زير برفها بايد تا يك ماه مي گشتند كه ما را پيدا كنند. خوب مرگ اين طوري قسمت ما نبوده است. اجل پشت سر ما مي رفت.

7)سال 60 با شهيد برونسي در گردان ايشان مشغول خدمت بوديم. سپس در اطلاعات عمليات لشكر ويژه شهداء مشغول كار شديم. ايشان يك روز جهت هماهنگي به محل ما آمدند و در آنجا مي خواستيم جلويش نقشه بگذاريم و توجيه نقشه اي داشته باشيم. ايشان گفت: من از روي نقشه چيزي متوجه نمي شوم، شما من را ببريد در منطقه و بگوييد گردانتان را به خط بزنيد و كار انجام دهيد، فكر مي كنم اين موضوع در عمليات بدر بود. البته با نقشه هاي جنوب. چون نقشه هاي جنوب گ.يا شده و به زبان ساده است و نقشه هاي غرب، چون نقشه هاي مناطق كوهستاني است پيچيدگي بيشتري دارد. وقتي نقشه را جلويش پهن كرديم، گفت: من هيچي از اين نقشه نمي فهمم، ولي ايشان با همان روحيه رشادتهاي عجيبي از خودشان به يادگار گذاشتند. هميشه در عمليات ها ايشان نقطه اي را انتخاب مي كردند كه سخت نقطه در عمليات بود، ايشان داوطلب مي شدند و نقطه اي كه از همه جا سخت تر بود و كار بسيار زيادي مي برد به ايشان محول مي گرديد و ايشان آن را به اتمام مي رساندند...

9) آقاي توني مي گويد: شهيد برونسي روز قبل از عمليات بدر روحيه عجيبي داشت. مدام اشك مي ريخت، علت را كه پرسيدم آقاي برونسي گفت: دارم از بچه ها خداحافظي مي كنم چرا كه خوابي ديده ام. سپس افزود: به صورت امانت براي شما نقل مي كنم و آن اينكه: در خواب بي بي فاطمه زهرا (سلام الله عليه) را ديدم كه فرمود: فلاني! فردا مهمان ما هستي، محل شهادت را هم نشان داد. همين چهار راهي كه در منطقه عملياتي بدر (پد)فرود هلي كوپتر است و به طرف نفت خانه و جاده آسفالت بصره _ الاماره مي رود و من در همين چهار راه بايد نماز بخوانم تا وقتي كه به سوي خدا پرواز كنم و بالاخره نيز اين خواب در همان جا و همان وقتيكه گفته بود، به زيبايي تعبير شد. و خود سردار شهيد، شهادتين را خواند و بدينگونه عاشقي، فرهيخته ، ضتا خدا پر كشيد.

10)پيش از اينكه عمليات بدر آغاز شود ، ما به عنوان مسئول پشتيباني مي رفتيم خدمت فرمانده هان محترم از جمله شهيد برونسي ، ظهر بود ساعت حدود 11/30 الي 12بود ، كنار جمعي از فرمانده هان گردانهايشان نشسته بود از جمله يكي از فرمانده ها شهيد فرومندي بود كه نشسته بودند ، من جلو رفتم و احوالپرسي كردم و بعد پيرامون عملكرد گردان ابوالفضل(سلام الله عليه) كه در عمليات تشكيل شده بود ، سؤال كردم كه از نحوة پشتيباني عمليات خيبر راضي بوده ايد ؟ گفت : من از كار راضي هستم . خدا انشاء ا... كمكتان كند . اما يك چيزي كه به من گفت كه خيلي من را تكان داد ، گفت : فلاني ما از عمليات خيبر ، سالم برگشتيم . اين دفعه به شما مي گويم ، آن دستوري كه حضرت امام در رابطه با منطقه بصره دادند كه اگر بخواهيم به اهدافمان برسيم . من دو راه بيشتر ندارم . مي گفت : اين دفعه يا به اهدافي كه نظر حضرت امام است مي رسيم و يا جنازة من برمي گردد ،به غير از اين دو راه ، راه ديگري وجود ندارد ، خيلي براي من جالب بود . بعد با خودم گفتم : آقاي برونسي اينطوري محكم صحبت نكن . گفت : قطعاً هيچ شكي ندارم . در اين عمليات يا به اهدافي كه نظر امام است مي رسيم يا اينكه جنازة من بر مي گردد . بعد از عمليات هم ديدم كه واقعاً همينطوري شد ، جنازه اش هم برنگشت .
ساعت : 2:04 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
شهید عبدالحسین برونسی | next page | next page