اتومبیل‌دزدی بزرگ (سری)
اتومبیل‌دزدی بزرگ (به انگلیسی: Grand Theft Auto) نام یک سری بازی ساخته شده توسط دیو جونز و سپس توسط دن هاوسر و سم هاوسر است. این بازی توسط راک‌استار نورث توسعه یافته و توسط راک‌استار گیمز منتشر شده‌است.







اتومبیل‌دزدی بزرگ (بازی ویدئویی)
اتومبیل‌دزدی بزرگ (به انگلیسی: Grand theft auto) اولین بازی از سری بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ است که در سبک اکشن-ماجراجویی جهان باز و در سال ۱۹۹۷ توسط دی‌ام‌ای دیزاین (که امروزه با نام راک‌استار نرت می‌شناسیم) منتشر شده است. این بازی به بازیکن اجازه می‌دهد که نقش یک تبهکار را ایفا کند که آزادانه در یک شهر بزرگ پرسه می‌زند و ماموریت‌های مختلفی مانند دزدی از بانک، قتل و جرائم دیگر را انجام می‌دهد.




اتومبیل‌دزدی بزرگ ۲

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۲ (به انگلیسی: Grand Theft Auto 2) یک بازی رایانه‌ای از سری اتومبیل‌دزدی بزرگ است که در سال ۱۹۹۹ برای پلی‌استیشن و ویندوز روانه بازار شد.




اتومبیل‌دزدی بزرگ ۳

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۳ (به انگلیسی: Grand Theft Auto III) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار گیمز طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۲۲ اکتبر ۲۰۰۱ انجام شد.

داستان‌های این بازی در یک شهر ساختگی با نام شهر آزادی رخ می‌دهد که اقتباسی از شهر نیویورک می‌باشد.این بازی یکی از اولین بازی های 3D بود و به نوعی انقلابی در سبک OPEN WORLD و صنعت بازی سازی انجام داد





اتومبیل دزدی بزرگ: وایس سیتی

اتومبیل‌دزدی بزرگ: وایس سیتی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Vice City)چهارمین بازی رایانه‌ای در مجموعه‌بازی‌های مجموعه اتومبیل‌دزدی بزرگ است.

در انگلیس توسط راک استار نرث (پیشتر DMA Design) طراحی شد و راک استار گیمز آنرا منتشر کرد. در آمریکای شمالی در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۰۲ میلادی (۵ آبان ۱۳۸۱ خورشیدی) برای پلی استیشن ۲ عرضه شد و خیلی زود عنوان پرفروش‌ترین بازی رایانه‌ای سال را از آن خود کرد. تا ژوئیه ۲۰۰۶ وایس سیتی در بازار آمریکا پرفروش‌ترین بازی تمام زمان‌ها شد، زمانی که توسط اتومبیل‌دزدی بزرگ: سان آندریاس، بازی موفق اتومبیل‌دزدی بزرگ کنار زده شد. وایس سیتی همچنین در فهرست ۱۰۰ بازی محبوب تمام دوران‌های مجله ژاپنی فامیتسو در سال ۲۰۰۶ که توسط خوانندگان انتخاب شدند ظاهر شد.

وایس سیتی از سبک فیلم‌هایی نظیر صورت‌زخمی (Scarface)، راه کارلیتو (Carlito's Way) و سریال تلویزیونی سال‌های ۱۹۸۰ فساد در میامی (Miami Vice) استفاده کرده‌است. «تامی ورستی» (Tommy Vercetti) نقش اصلی و شخصیت قابل بازی در این ماجرا است که شباهت‌هایی به شخصیت تونی مونتانا در صورت‌زخمی دارد. صداگذاری بر شخصیت تامی توسط ری لیوتا (ایفاگر نقش هنری میل در رفقای خوب) صورت گرفته‌است.






داستان

تامی ورستی سربازی است در خانوادهٔ فورلی، یک گروه جنایتکار سازمان یافته در شهر آزادی. در سال ۱۹۷۱ رئیس این باند مافیایی، «دون فورلی»، تامی را برای کشتن یک نفر می‌فرستد ولی او در آنجا توسط ۱۱ نفر محاصره می‌شود. وی هر ۱۱ نفر را می‌کشد و برای قتل‌عام بی رحمانه‌اش به وی لقب «قصاب هاروُد» را می‌دهند. اما تامی بعد از آن دستگیر شده و ۱۵ سال زندان برایش رقم زده می‌شود، در حالی که نمی‌داند چه کسی قاتلین را فرستاده‌است.

خانوادهٔ فورلی تصمیم به پیشرفت مواد فروشی خود در وایس سیتی میگرند، در حالی که تامی از زندان آزاد می‌شود و سانی فورلی نمی‌خواهد که تامی مزاحم او بشود. بنابراین بلافاصله بعد ازینکه وی در سال ۱۹۸۶ از زندان آزاد شد او را برای ملاقات کن روزنبرگ به وایس سیتی می‌فرستد تا با خانوادهٔ ونس، ویکتور و لنس، معاملهٔ کوکائین کنند. نقشهٔ سانی فورلی این است که وقتی تامی در وایس سیتی به نوایی رسید، وی را از بین ببرد و تجارت وی را خود در دست بگیرد.

در حال معامله لنس و ویکتور با تامی توسط یکی از باندهای اوباش محاصره می‌شود و همراهان تامی، هری و لی به همراه ویکتور ونس (برادر لنس) کشته می‌شوند. تامی به طرز معجزه آسایی از مهلکه گریخت. اما او مجبور به ترک مواد و پولها در محل معامله شد. وقتی که وی جریان را برای فورلی تعریف می‌کند، او عصبی می‌شود و وی را تهدید می‌کند اما تامی قول می‌دهد که پولها و مواد را پس گرفته، و مسئول این محاصره را پیدا کند. داستان اصلی بازی وقتی شروع می‌شود که تامی با لنس ونس ملاقات کرده، و تصمیم همکاری با هم را می‌گیرند.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: سن آندریاس
گرند دفت اوتو: سن آندریاس همچنین در ایران شناخته شده با نام اتومبیل‌دزدی بزرگ: سَن اَندریاس (به انگلیسی: Grand Theft Auto: San Andreas) یک بازی رایانه‌ای غیرخطی در مجموعه بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ است.سرقت مشهور اتومبیل سن اندریاس پنجمین بازی از سری بازی های جی تی ای و یک بازی به سبک ماجراجویی است.این بازی در اصل برای پلی استیشن 2 ساخته شده بود که بعد ها برای پی سی و ایکس باکس نیز طراحی شد. مانند بازی های دیگر مجموعه سرقت مشهور اتومبیل، سن اندریاس نیز متشکل از عناصر رانندگی، سوم شخص (شخصیت اصلی), گیم پلی جهان آزاد، که اجازه می دهد بازیکن بیش از هر بازی دیگری آزادی عمل داشته باشد.یکی از توانایی های جالب این بازی این است که می توانید درطول بازی رفقایی برای خود پیدا کنید.در این بازی بایک دختر دوست می شوید به نامDenis Rabinsonکه قادر خواهید بود آن را به گردش و رستوران ببرید.در این صورت می توانید کلید ماشین دوستانتان را گرفته و اگر دوستی تان به صد در صد رسیداو برای شما یک دست لباس خواهد خرید.این بازی متنوع و بسیار طولانی می باشد.در صورت تمام کردن بازی می توانید به داخل شهر برگردید و مناطق مخفی را پیدا کنید.در ابتدای بازی ماموریت های خیلی ساده را بر عهده می گیرید اما هر چقدر که جلوتر می رویدماموریت ها مشکل تر و پیچیده تر می شوند.شما می توانید علاوه بر مٱموریت هایی که در بازی به شما داده می شود با دزدیدن ماشین های پلیس،آتش نشانی،آمبولانس یا تاکسی با آنها کار کنید و پول دربیاورید؛مثلاً اگر ماشین یا متر یا چیز های پلیسی وجنگی دیگری را بدزدید می توانید مٱموریت های پلیسی را انجام دهید.در طول بازی می توانیدلباس و کفش و عینک و حتی گردن بند و ساعت خریداری کنید ویا به آرایشگاه و مغازه ی خال کوبی و حتی به قمارخانه بروید و اگرCJگرسنه اش شد در رستوران هاغذاهای متنوع بخرید .در مسابقه ی اسب سواری شرط بندی کنید یا به ورزش هایی چون بسکتبال وبوکس وشنا و... بپردازید.






شخصیت اصلی

نام او کارل و نام خوانودگی اش جانسون است.او یک سیاه پوست است و در اوایل بازی بدنی استخوانی دارد.دوستانش زیاد به او احترام نمی‌گزارند.اهل دود و دم نیست و از سیگار و مواد مخدر دوری میکند. کمی دست و پا چلفتی است و از وضع مالی خوبی برخوردار نیست. ولی در اواخر بازی تبدیل به انسانی قابل احترام کار بلد و سرمایه دار می شود.






داستان

داستان بازی: کارل بعد از پنج سال به شهر خود باز میگردد و در همان ساعت اول دچار بدشانسی میشود.وقتی که با تاکسی از فرودگاه قصد رفتن به منزلش را دارد توسط نیروی پلیس دستگیر میشود.اما ازظواهر معلوم پلیسها خودشان هم باج گیر و زورگو هستند و پس از گرفتن پولهایش او را در یکی از کوچه های شهر رها میکنند.بازی از همین جا شروع میشود.شما باید بوسیله یک دوچرخه به خانه خود بروید.وقتی کارل وارد خانه اش میشود با دیدن عکس مادرش یاد گذشته تلخ خود می افتد در این هنگام دوستش که در منزل او زندگی میکند به طرفش حمله میکند و وقتی متوجه میشود که او کارل است خوشحال میشود و به اتفاق او به کنار قبر مادرش میرود.او آن جا دوستش برادرش و خواهرش را ملاقات میکند.گویی بین خواهر و برادر مشکلی پیش آمده خواهرش با ناراحتی میرود.در همان روز آن ها با یک گروه خطرناک دیگر مواجه میشوند کارل میفهمد که دوستان او با این گروه مشکل دارند و از همین جاست که او برای کمک به دوستان خود با گروه مخالف وارد جنگ میشود.






شهر Los santos

این شهر از روی شهر لس انجلس امریکا ساخته شدو و از این قسمت ها تشکیل میشود : The Beach:اینجا یکی از نقاط جذاب شهر است و در آن پارتی ها و جشن های زیادی بر‌گزار می شود.

Rodeo:اینجا در واقع بالای شهر است و ثروتمندان دراین منطقه زندگی می کنند.هتل Rodeo نیز در اینجا قرار دارد.

Richman Club:در اینجا زمین گلف و تنیس می باشد ومنطقه ی ثروتمندان است.

The Market:در این منطقه شرکت های سازنده ی موسیقی رپ قرار دارند.

Idlewood:در این محل مغازه های معمولی مانند پیتزافروشی وآرایشگاه وباشگاه بدنسازی و... وجود دارد و محل رفت‌وآمد خلافکاران است.






شهر San Fierro

این شهر از روی شهر سن فرانسیسکو امریکا ساخته شده و پر از قطار میباشد. این شهر از این قسمت ها تشکیل شده است: Juniper Hollow:اینجا محلی برای خوشگذرانی و مراسم شادی است.

Downtown:این محل یک منطقه ی اقتصادی است.

Easter Basin:باند Danang در این منطقه فعالیت دارد وخلافکاری در آن بسیار زیاد است.

Doherty:این منطقه محل زندگی دزدان وخلافکاران وقاچاقچیان مواد مخدر است.

Garcia:این محل در اختیار باندسان فیرو ریفا است و به روایتی توزیع مواد مخدر از اینجا آغاز می شود.

Alens Hot Dogs:در این محل شخصی به عنوان ساندویچ فروشی فعالیت می کند که در اصل تمام جرایم الکترونیکی به او نسبت داده می شود.

San Fierro Medical Center:اینجا بیمارستان بزرگ سری بازی های GTA می باشد.






شهر Las Venturas

این شهر از روی شهر لاس وگاس امریکا ساخته شده و پر از کازینو می باشد. این شهر شامل این قسمت هاست:

Black Field:در اینجا می توانید اکثر مسابقات خیابانی راتماشا یا در آن ها شرکت کنید.

Rockshore:در این منطقه کارها ی خلاف قانون زیادی انجام می گیرد.یک سالن عروسی نیز در اینجا وجود دارد.

The Strip:در این محل پلیس ها کوچکترین عمل خلاف راتحت تعقیب قرار می دهند.پس باید از خلاف کاری در این منطقه پرهیز کرد.

Las Venturas Airport:یکی از سه فرودگاه موجود در این بازی است.






مناطق دیگر

Blue Berry:جایی که در آن ساختمان های بلند و عظیم وجود دارد و نزدیک شهر San Fierro قرار دارد.

Palomino Creek:محله ای ترک نشین که در بانک آن مدام سرقت صورت می گیرد.

Angelo Pine:در این منطقه نیز خلافکاری های زیادی صورت می گیردو مغازه های اسلحه فروشی زیادی در اینجا وجود دارد.

Bayside Marina:دراین محل مدرسه آموزش شنا را می توانید بیابید.

World Largest Cock:جایی که بزرگترین خروس دنیا را در آن محل نگهداری می کنند وجهانگردان زیادی برای دیدن آن به این محل می آیند.

Las Barrancas:آمار خلافکاری در این منطقه نیز بالا است.

Hunter Quarry:اینجا جایی است که آدمکشان برای سربه نیست کردن اجساد قربانیان خود از آن استفاده می کنند.






معرفی باندهای خلافکار

Grove street boys:کارل جانسون(CJ)در این باند عضویت دارد و مشخصه ی آن ها پوشیدن لباس سبزاست.ذر ضمن این باند با باند The Ballas رقابت می کنند.

The Ballas:این باند کنترل منطقه یIdlewood را در دست دارد و برای کنترل بقیه مناطق لوس سانتوس با باند واگوس رقابت می کند.این باند به کارهایی چون دزدی آدم و توزیع مواد مخدر و فروش اسلحه دست می زنند.

Varios Los Aztecas:اعضای این باند دستمالی جلوی صورت خود می بندندو در ماموریت های خود اغلب از سلاح گرم استفاده می کنند و در خیابان ها حضوری همیشگی دارند.این باند با باند Los Santos Vagos روابط دوستانه دارند.

Los Santos Vagos:این باند بیشتر لباس زرد به تن می کنند و تسلط خوبی بر بسیاری از مناطق دارند.قاچاق اسلحه و پخش مواد مخدر در اختیار آن هاست.

San Fierro Rita:این باند قدرت اصلی را در منطقه ی Garcia دارند.آن ها می گویند که عصر هرویین به سر آمده و از این به بعد باید کوکایین توزیع کرد.

Triads:این باند بسیاری از مناطق San Fierro و محله ی چینی ها را در اختیار دارد.رییس آن ها Wuzimu است و قمارخانه های زیادی در اختیار دارد.

Danang Boys:این باند از جوانان ویتنامی درست شده.آن ها مرتب با باند Triads در حال در گیری هستند.این باند اسکله های زیادی در ساحل سن فییِرو در اختیار دارد.






معرفی کاراکتر ها

سویت:برادرش و بهترین دوستش در این مبارزه.

کندل:خواهرش که نفوذ زیادی روی برادرهایش دارد.

رایدر:یکی از دوستان کارل که همیشه عینک دودی به چشم دارد و اغلب مست است.او در اواسط بازی به کارل خیانت میکند و کارل او را میکشد

بیگ اسموک:دوست کارل و فردی بانفوذ از خاندان جانسون.او نیز در اواسط بازی به کارل خیانت میکند. بیگ اسموک غول اخر این بازی است.

اوجی لوک:فردی جاه طلب که مدتی در زندان بوده است.

سزار:دوست کارل و نامزد کندل.

کاتالینا:زنی با قد کوتاه.او از مردها نفرت دارد ولی هنوز با کارل دوست است.

تروث "به انگلیسی: the truth به معنای حقیقت":دوستی عجیب که عقایدی عجیب نیز دارد.

ووزی:رهبر یک سازمان خود گردان چینی به اسم montain cloud boys که با وجود نابینا بودن کارش را خوب انجام می دهد.

تورینو:یکی از اعضای سازمان اف بی ای که ماموریت های عجیبی انجام میدهد.

سالواتوره:دوست قدیمی از GTA3 او اینک در سان اندریس است و چند ماموریت را باید به انجام برساند.

زیرو:دوست تروت و مهندسی که کارهای الکترونیکی را خیلی خوب وارد است.

مدداگ:فردی افسرده که کارل به او کمک می کند تا روی پای خود بایستد.






اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای لیبرتی سیتی
اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای لیبرتی سیتی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Liberty City Stories) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که در شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۵ برای کنسول دستی پلی‌استیشن همراه و در ایالات متحده آمریکا منتشر شد.






داستان

داستان‌های این بازی در سال ۱۹۹۸ و در شهر آزادی است.تونی سیپرینی، به این شهر آمده و به عنوان شخصیت اصلی، با داستان‌هایی مواجه میشود. تونی با سالواتور لئون آشنا میشود. سالواتور رئیس باند گانگستری ی لئون است او با گروه های متعدد گنگستری بر سر مالکیت و تصاحب شهر آزادی مشکل دارد مخصوصا با گروه های:تاریوکی و یاردی و یاکوزاوا و دیابلو و دوک های پورتلند.همسر سالواتور:(ماریا)هم دردسر های جزئی که لازم به ذکر نیست درست میکند.مادر تونی هم در شهر آزادی است وبه تونی سیپرینی کمک بسیاری میکند ولی تونی سیپرینی به مادرش خیانت میکند. درآخر سالواتور لئون به کمک تونی سیپرینی شهر آزادی را تصاحب میکند و گروه های :تاریوکی و یاردی و یاکوزاوا و دیابلو و دوک های پورتلند را از سر راه برمیدارد.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای وایس سیتی

اتومبیل‌دزدی بزرگ: ماجراهای وایس سیتی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Vice City Stories) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۶ برای کنسول دستی پلی‌استیشن همراه و در ایالات متحده آمریکا منتشر شد. نخستین انتشار این بازی برای کنسول پلی‌استیشن ۲ در ۶ مارس ۲۰۰۷ انجام شد.

زمان شکل‌گیری داستان‌های این بازی در سال ۱۹۸۴ در وایس سیتی است.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴
اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ (به انگلیسی: Grand Theft Auto IV) یک بازی رایانه‌ای جهان باز به سبک اکشن ماجراجویی که توسط راک‌استار نرت ساخته شده و راک‌استار گیمز آن را در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۰۸ در آمریکای شمالی برای کنسول‌های بازی پلی‌استیشن ۳ و اکس‌باکس ۳۶۰، و ۲ دسامبر ۲۰۰۸ برای مایکروسافت ویندوز عرضه کرده است. این یازدمین قسمت در سری بازی‌های اتومبیل دزدی بزرگ است. این اولین بازی در مجموعه دزدی بزرگ است که هم‌زمان برای دو کنسول ایکس‌باکس و پلی‌استیشن عرضه شده‌است. یک مضمون اضافی، انحصاراً برای اکس‌باکس ۳۶۰ نیز به بازار عرضه شده‌است. مایکروسافت رسماً اعلام کرده بود که با راک‌استار گیمز یک پیمان راهبردی در رابطه با حقوق این مضمون اضافی در مورد اکس باکس لایو آن‌ها در رخداد X۰۶ برقرار کرده‌است. بازی یکبار دیگر در شهر دوباره طراحی شده آزادی که از روی شهر نیویورک ساخته شده بود و الان بیش از شماره‌های قبل به آن شبیه‌است.






شخصیت‌ها
نقش اول بازی که هدایت آن به عهده بازی کننده‌است فردی به نام نیکو بلیک است که از یکی از کشورهای جنوب شرقی اروپا برای دیدن پسر عمویش رومن به آمریکا سفر می‌کند.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: گمشده و نفرین‌شده

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: گمشده و نفرین‌شده (به انگلیسی: Grand Theft Auto IV: The Lost and Damned) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۱۷ فوریه ۲۰۰۹ برای کنسول ایکس‌باکس ۳۶۰ و نخستین انتشار بازی، برای ویندوز و پلی‌استیشن ۳ در ۱۳ آوریل ۲۰۱۰ منتشر شد.

این بازی، یک نسخه فرعی برای بازی اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ است.





اتومبیل‌دزدی بزرگ: جنگ‌های محله چینی‌ها
اتومبیل‌دزدی بزرگ: جنگ‌های محله چینیها (به انگلیسی: Grand Theft Auto: Chinatown Wars) یک بازی رایانه‌ای در سبک گیم‌پلی غیرخطی است که توسط شرکت راک‌استار نرث طراحی و ساخته شد. این بازی در سری بازی‌های مشهور و پرفروش اتومبیل‌دزدی بزرگ قرار دارد. نخستین انتشار این بازی، در ۱۷ مارس ۲۰۰۹، برای کنسول دستی نینتندو دی‌اس منتشر شد. این بازی همچنین در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۹ برای پلی‌استیشن همراه نیز منتشر گشت.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: حکایت گی تونی

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴: حکایت گی تونی (به انگلیسی: Grand Theft Auto: The Ballad of Gay Tony) دومین اپیزود از اپیزودهای دوگانه بازی رایانه‌ای اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ است که برای در سال ۲۰۰۹ برای ایکس‌باکس ۳۶۰، و در سال ۲۰۱۰ برای پلی‌استیشن ۳ و رایانه روانه بازار شد.






داستان

شخصیت اصلی بازی یک آمریکایی دومنیکن‌تبار به نام لوئیز فرناندو لوپز (به انگلیسی: Luis Fernando Lopez) است که در لیبرتی سیتی زندگی می کند. او مباشر آنتونی پرینس (به انگلیسی: Anthony Prince) مشهور به گِی تونی (تونی همجنسگرا) (به انگلیسی: Gay Tony)، مالک چندین باشگاه شبانه در آمریکا است. در داستان بازی، لوئیز لوپز به همراه گی تونی درگیر ماجرای سرقت الماس‌های دو میلیون دلاری می‌شود که نیکو بلیک، جانی کلبیتز (که برای ری باچینو کار می‎کند) و رِی بولگارین نیز به دنبال آن هستند.رِی بولگارین ابتدا با لوئیز فرناندو لوپز و آنتونی پرینس دوستمی شود ولی بعدها به آنها خیانت می کند و درانتها لوییز پی می برد که بولگارین می خواهد از کشور فرار کند. لوییز پی می برد که او در فرودگاه است و با یک هواپیما می خواهد فرارکند.ولی لوئیز موفق میشود واردهواپیماشود و بلغارین رابکشد.در پایان ماجرا، لوئیز و تونی زنده می‎مانند و یک بی‌خانمان الماس‌ها را که در آشغالدانی گم شده‌بود پیدا می‌کند و به ثروت می‌رسد.





اتومبیل‌دزدی بزرگ ۵

اتومبیل‌دزدی بزرگ ۵ (به انگلیسی: Grand Theft Auto V) یک بازی رایانه‌ای در سبک اکشن-ماجراجویی جهان باز است که توسط شرکت راک‌استار نرث و با موتور ریج طراحی و ساخته شده است. ساخت این بازی حدود ۲۷۰ میلیون دلار هزینه برداشته اما پیش بینی شده درآمد فروش آن تنها در هفته اول انتشار، به ۵۰۰ میلیون دلار برسد.






بازی

راک استار گیمز وعده داده بود که نقشهٔ این بازی از تمامی بازی‌های سریِ GTA که تاکنون ساخته است، بزرگ‌تر باشد و این گونه نیز شد. در حدی که می‌توان گفت این بازی از مجموع نقشه‌های بازی‌های اتومبیل‌دزدی بزرگ: سن آندریاس و همچنین اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ و بازی سرخ‌پوست مرده: رستگاری نیز بزرگ‌تر است. این بار راک استار گیمز سنت‌های گذشتهٔ خود را کنار گذاشته و به بازی کنندگان اجازهٔ کنترل کردن ۳ شخصیت متفاوت را داده است. این شخصیت‌ها عبارتند از: مایکل، فرانکلین،ترور فیلیپس. ابتدا قرار بر این بود که این عنوان در بهار سال ۱۳۹۱ (۲۰۱۳ میلادی) منتشر شود که به دلایلی به تابستان سال بعد، یعنی ۲۶ شهریور ۱۳۹۲ (۱۷ سپتامبر ۲۰۱۳) موکول شد. اما این عنوان تنها ۴ روز مانده به انتشار لیک شد. منتقدان بر این باور بودند که این بازی در ماه نخست انتشار بتواند به فروش ۱ میلیاردی برسد، اما تنها در کمتر از ۴ روز، این بازی توانست به این میزان فروش دست یابد. برای نمونه، در روز اول فروش، این بازی ۸۰۰ میلیون دلار فروش رفت که این رقم نه تنها توانست هزینهٔ ساخت و تبلیغات را تأمین کند، بلکه توانست مبلغی در حدود ۲ برابر آن را نیز به دست‌آورد. تمامی سایت‌ها به این اَبَر بازی نمرات کامل ۱۰/۱۰ را دادند. البته سایت گیم اسپات به دلایلی نامشخص به این بازی امتیاز ۹٫۸/۱۰ را داده است. این بازی همچنین توانست که در سایت متاکریتیک با نمرهٔ ۱۰۰/۱۰۰ به جایگاه اول برسد که در رتبهٔ دوم نیز بازی اتومبیل‌دزدی بزرگ ۴ با نمرهٔ ۹۸/۱۰۰ قرار دارد. در نهایت در نمایشگاه E3 سال ۲۰۱۴، راک‌استار این بازی را برای کنسول‌های نسل‌هشتم و ویندوز معرفی کرد.





موتور بازی پیشرفته راک‌استار

موتور بازی پیشرفته راک‌استار (به انگلیسی: Rockstar Advanced Game Engine) (مخفف انگلیسی: RAGE) یا ریج نام یک موتور توسعه بازی است که توسط تیم برنامه‌نویسی و توسعه گروه راک‌استار سن‌دیگو توسعه داده شده است. این موتور از سال ۲۰۰۶ به بعد برای ساخت تمامی محصولات راک‌استار مورد استفاده واقع شده است. این موتور تاکنون قابلیت ساخت بازی‌های مخصوص کنسول‌های نسل ششم و نسل هفتم و همچنین بازی‌های سکوهای دیگر را داشته است.
8:24 am
1)شهيد برونسي در عمليات بدر بسيار ناراحت و گرفته به نظر مي رسيد ، چون عمليات خيبر و آنچه در عمليات خيبر اتفاق افتاده بود ، خيلي برايش سنگين و متأثركننده بود و لذا خيلي تأكيد مي كرد كه هيچكس اجازه عقب نشيني در اين عمليات را ندارد. و بايد ما هدفمان را بگيريم ، حتي اگر تا آخرين نفرمان هم به شهات برسيم ، ولي بايد به سر چهار راه برسيم.





واقعاً اين را به عنوان شعار نمي گفت: از قلبش از تمام نهادش اين ندا بر مي خواست و به صورت بلند و با فرياد مي گفت: كه وعده ما سر چهار راه ، اين چهار راه هم به اصطلاح پدي بود كه دشمن آورده بود، در عمق جزيره ايجاد كرده بود. يعني از اتوبان بصره منشعب مي شد و يك خط پدافندي به حساب مي آمد كه دشمن در واقع تشكيل داده بود. تقاطع آن بعضي از جاده هايش بصورت عمودي به داخل جزيره مي آمد كه به اينها در واقع مي گفتيم پد، جاده اي بود ولي چون بلند بود ارتفاعش از سطح آب گرفتگي هور قريب به 3 متر (2/5 الي 3 متر ) از هور مي آمد از توي آب يعني مي آمدي بالا تا مي رسيدي به خود جاده عرض جاده هم حدوداً 8 متر بود ، اين تنها جاده اي بود كه ما داخل آب داشتيم.


2) شهيد برونسي مي گفت: اولين دفعه كه مي خواستم به جبهه بروم براي خداحافظي به خانه آمدم و ديدم كه خانمم حالت غش به او دست داده و خيلي وضع ناجوري داشت. مي گفت: بالاي سرش ايستادم تا بالاخره به هوش آمد. مادر زنمان هم بود. مانده بوديم كه چه طوري با اين وضعيت روحي و جسمي كه دارد جريان رفتن جبهه را به او بگويم. از طرفي مجبور بودم. چون وقت داشت تند تند مي گذشت و بايد خودم سريع به كارهايم مي رساندم. بالاخره جريان را به خانمم گفتم: تا خانمم جريان را شنيد هم خودش و هم مادر خانم من گفت: ما را با وضعيت به كي مي سپاري؟ در اين موقعيت و شرايط اگر ما الان بيفتيم چه كسي ما را به دكتر مي برد. گفتم كه: به خدامي سپارم و حضرت زهرا هم نگهدارتان هست. قبل از اينكه از خانه برود همان حالت مجدد به خانم ايشان دست مي دهد و خلاصه مجبور است كه اين خانم و خانواده را به همين وضعيت با چند بچه رها كند و خودش را به كاروان برساند. مي گفت: بعد از مدتي كه در جبهه بودم با خانواده ام تماس گرفتم و ديدم كه خانواده خيلي خوشحال است. تعجب كردم پرسيدم جريان چيست؟ خانمم جريان را اينگونه تعريف مي كردند، مي گفتند: بعد از اين كه تو رفتي در همان حالي كه من بي هوش بودم، يك كبوتر سفيدي وارد خانه شد و چند دور كنار خانه زد و كنار من نشست.من حركت كردم و به هوش آمدم، ديدم كه اين كبوتر است و نهايتاً پرواز كرد و رفت روي ديوار حياط روبروي همان در اتاق نشست. بعد از مدتي دور حياط چرخي زد و نهايتاً داخل اتاق آمد و دوري زد و پرواز كرد و رفت و گفت: از آن لحظه به بعد تا همين الاني كه چند سال مي گذرد و من در جبهه ها هستم خوشبختانه اين مريضي سراغ خانمم نيامده است.

3)پدرشان بعد از اينكه از جبهه برگشتند ، مريض بودند . در روستا كشاورزي مي كردند و هنگام درو كردن گندم مريض مي شوند و ايشان را به مشهد مي آورند . در مشهد او را به دكتر برديم و دكتر گفت : ايشان سكته كرده است . خيلي حالشان خراب بود ، زنگ زديم كه پدرتان خيلي مريض است و دكتر گفته است خوب نمي شود . بعد خنديدند و گفتند : مريض است دكتر ببريدش به مشهد كه دكتر زياد است هر دكتري هست ببريدش خوب بشود . اگر هم خوب نشد و ببريدش دفنش كنيد . گفتيم در انتظار شما هست . گفت : به پدرم بگوئيد در انتظار من نباشد ، جبهه بيشتر به من احتياج دارد تا پدرم . اگر مرد ببريدش دفنش كنيد اگر زنده ماند مي آيم مي بينمش . من الان نمي توانم بيايم . بعد از چند روزي پدرشان فوت كردند و مراسم كفن و دفن و عزاداري بدون حضور ايشان انجام شد . تا اينكه بعد از چهل روز زنگ زدند كه خبر بگيرند . گفتم پدرتان فوت كرده است . گفتند : اشكال ندارد وقتي كه آمدم برايشان تعزيه مي گيرم . براي چهلم پدرشان از منطقه آمدند و در روستا مجلس گرفتند . تعزيه كه تمام شد خودشان شروع به صحبت مي كنند و مي گويند : الان تمام افراد اينجا جمع شديد ، هر كس از پدر من ناراحتي ديده است ، قرض و طلب دارد بيايد به خودم بگويد . خودم حاضرم دين پدرم را ادا كنم . چون ميخواهم پدرم خاطر جمع باشد .

4)در سال 52 يك روز آقاي برونسي مرا با خودش به زاهدان برد . در مسافر خانه گذاشت و گفت : من مي روم كاري دارم و بر مي گردم اگر من دير آمدم شما همينجا بمان و نگران هم نشو ، هرچه گفتم : كجا مي خواهي بروي ، هيچ نگفت و رفت و شب نيامد و من خيلي نگران بودم . چون مي دانستم كه انقلابي است . روز بعدش كه آمد ديدم كه خيلي خوشحال است . هنگام برگشت به مشهد هرچه خواهش كردم باز چيزي گفت ولي بعد از پيروزي انقلاب يك روز گفتم : آن رفتن به زاهدان را بگو چه بود . بالاخره تعريف كرد و گفت : آقا من آنجا پيغامي از نماينده ويژه امام راحل در مشهد براي مقام معظم رهبري كه در ايرانشهر در تبعيد به سر مي برد داشتم . گفتم : پس چرا ما را بردي با خودت ؟ گفت : ترا بردم كه رد گم كنم چون جوان بودي .

5) در يكي از جلساتي كه در قبل از عمليات والفجر مقدماتي در قرارگاه نجف با حضور كليه فرمانده تيپها و لشكرها و فرماندهان گردان هاي عمل كننده آن قرارگاه در خدمت سردار همت داشتيم بعد از توضيحات كلي كه خود سردار همت داشتند و بالطبع به دنبالش فرمانده لشكرها و فرمانده تيپ ها محورهاي عملياتي خودشان را توضيح مي دادند و نوبت به فرمانده گردان ها مي رسيد. فرمانده گردان ها هم يكي يكي گزارش كار و فعاليت هاي خودشان را داشتند و همچنين گزارش مي دادند از نحوه عملكردشان و شناسايي و برنامه اي كه در آينده براي خودشان به عنوان طرح عملياتي در نظر گرفته بودند. شهيد برونسي آن روزهاي اولي كه مسئوليت گردان را به عهده گرفته بود به دلايل خاصي زياد علاقه به كار كلاسيك نداشت، يعني، هيچ موقع شايد دوست نداشت كه كلاسيكي عمل كند. لذا ميانه خوبي با طرح و نقشه و كالك و اينها نداشت. آن لحظه اي كه رفته بود، طرح مانور و محدوده عملياتي گردان خودش را توضيح بدهد، آنتن را روي كل محور عملياتي كل يگانها دور مي داد. شهيد همت به ايشان تذكر داد و گفت: نقطه عملياتي خودت را نشان بده. شهيد برونسي در جواب شهيد همت گفت كه: من زياد علاقه به اين شيوه اي كه شما مي فرماييد ندارم. من طرز كارم اين است كه شما نيرو در اختيار من بگذاريد و نقطه اي كه من بايد عمل كنم را به من نشان بدهيد. بنده تعيين مي كنم كه هر نقطه اي كه باشد چه در خطوط اول چه در عمق دشمن و با كمترين تلفات به راحتي يا در بعضي مواقع بدون تلفات آن را تسخير كنم و همين طور شد. نمونه اصلي اين مطلب را در همان عمليات والفجر مقدماتي شاهد بوديم. با توجه به مشكلات منطقه و موقعيت پيچيده اي كه به حساب تپه 85 اگر اشتباه نكنم داشت. روي آن تپه رملي ها، ايشان موفق شد با كاري كه از قبل روي طبيعت انجام داد و شناسايي هايي كه كرده بود، شب توانسته بود به راحتي در زمان مقرر گردان خودش را به خاكريز اول دشمن برساند.

6) مربوط به تصادفي كه كرديم، آن روزي كه مرخصي رفته بوديم همان وقتي كه ديديم راه ما خراب است، شيطان لعنتي به جلد ما آمد، وسوسه مي كرد، عجب كار اشتباهي كرديم. كاش مرخصي نمي آمديم. اين همه نيرو، خدايا چكار خواهند شد. خوب مي دانيد كه همه اش اين فكر بود، بر عكس اين ماشين ما از همان بلندي كه سرازير شد، به يك سرعتي افتاد كه احتمال تكه تكه شدن ماشين وجود داشت. حالا ما كه هيچي، كه يك لش گوشت هستيم. بعدش گفتم: كه خدايا مسئله اي نيست. ما در عمليات كشته نشديم، جايمان همين جا بود، خوب چي، قالو: انا لله و انا اليه راجعون. مسئله مردن خوب فرقي نمي كند، قسمت ما همين جا بوده است. فقط اول كه ماشين اين طوري شد يك دفعه باد از سرمان كنده شد، گفتم: يا ابوالفضل برو. كه برادر روحانيمان آقاي حسيني گفت: اين حرف شما را هرجا برويم خواهيم زد، يا ابوالفضل برو. حرف آن شب شده بود. خوب اگر خداي مي خواست ما كشته مي شديم. خوب همانجا زير برفها تكه پاره مي شديم. زير برفها بايد تا يك ماه مي گشتند كه ما را پيدا كنند. خوب مرگ اين طوري قسمت ما نبوده است. اجل پشت سر ما مي رفت.

7)سال 60 با شهيد برونسي در گردان ايشان مشغول خدمت بوديم. سپس در اطلاعات عمليات لشكر ويژه شهداء مشغول كار شديم. ايشان يك روز جهت هماهنگي به محل ما آمدند و در آنجا مي خواستيم جلويش نقشه بگذاريم و توجيه نقشه اي داشته باشيم. ايشان گفت: من از روي نقشه چيزي متوجه نمي شوم، شما من را ببريد در منطقه و بگوييد گردانتان را به خط بزنيد و كار انجام دهيد، فكر مي كنم اين موضوع در عمليات بدر بود. البته با نقشه هاي جنوب. چون نقشه هاي جنوب گ.يا شده و به زبان ساده است و نقشه هاي غرب، چون نقشه هاي مناطق كوهستاني است پيچيدگي بيشتري دارد. وقتي نقشه را جلويش پهن كرديم، گفت: من هيچي از اين نقشه نمي فهمم، ولي ايشان با همان روحيه رشادتهاي عجيبي از خودشان به يادگار گذاشتند. هميشه در عمليات ها ايشان نقطه اي را انتخاب مي كردند كه سخت نقطه در عمليات بود، ايشان داوطلب مي شدند و نقطه اي كه از همه جا سخت تر بود و كار بسيار زيادي مي برد به ايشان محول مي گرديد و ايشان آن را به اتمام مي رساندند...

9) آقاي توني مي گويد: شهيد برونسي روز قبل از عمليات بدر روحيه عجيبي داشت. مدام اشك مي ريخت، علت را كه پرسيدم آقاي برونسي گفت: دارم از بچه ها خداحافظي مي كنم چرا كه خوابي ديده ام. سپس افزود: به صورت امانت براي شما نقل مي كنم و آن اينكه: در خواب بي بي فاطمه زهرا (سلام الله عليه) را ديدم كه فرمود: فلاني! فردا مهمان ما هستي، محل شهادت را هم نشان داد. همين چهار راهي كه در منطقه عملياتي بدر (پد)فرود هلي كوپتر است و به طرف نفت خانه و جاده آسفالت بصره _ الاماره مي رود و من در همين چهار راه بايد نماز بخوانم تا وقتي كه به سوي خدا پرواز كنم و بالاخره نيز اين خواب در همان جا و همان وقتيكه گفته بود، به زيبايي تعبير شد. و خود سردار شهيد، شهادتين را خواند و بدينگونه عاشقي، فرهيخته ، ضتا خدا پر كشيد.

10)پيش از اينكه عمليات بدر آغاز شود ، ما به عنوان مسئول پشتيباني مي رفتيم خدمت فرمانده هان محترم از جمله شهيد برونسي ، ظهر بود ساعت حدود 11/30 الي 12بود ، كنار جمعي از فرمانده هان گردانهايشان نشسته بود از جمله يكي از فرمانده ها شهيد فرومندي بود كه نشسته بودند ، من جلو رفتم و احوالپرسي كردم و بعد پيرامون عملكرد گردان ابوالفضل(سلام الله عليه) كه در عمليات تشكيل شده بود ، سؤال كردم كه از نحوة پشتيباني عمليات خيبر راضي بوده ايد ؟ گفت : من از كار راضي هستم . خدا انشاء ا... كمكتان كند . اما يك چيزي كه به من گفت كه خيلي من را تكان داد ، گفت : فلاني ما از عمليات خيبر ، سالم برگشتيم . اين دفعه به شما مي گويم ، آن دستوري كه حضرت امام در رابطه با منطقه بصره دادند كه اگر بخواهيم به اهدافمان برسيم . من دو راه بيشتر ندارم . مي گفت : اين دفعه يا به اهدافي كه نظر حضرت امام است مي رسيم و يا جنازة من برمي گردد ،به غير از اين دو راه ، راه ديگري وجود ندارد ، خيلي براي من جالب بود . بعد با خودم گفتم : آقاي برونسي اينطوري محكم صحبت نكن . گفت : قطعاً هيچ شكي ندارم . در اين عمليات يا به اهدافي كه نظر امام است مي رسيم يا اينكه جنازة من بر مي گردد . بعد از عمليات هم ديدم كه واقعاً همينطوري شد ، جنازه اش هم برنگشت .
ساعت : 8:24 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
شهید عبدالحسین برونسی | next page | next page