پارک جنگلی پردیسان

بوستان جنگلی پردیسان یکی از بوستان‌های بزرگ و مشهور شهر تهران است. این بوستان در منطقه ۲ شهرداری تهران قرار دارد.






این بوستان که در شمال غربی تهران واقع شده‌است، از سمت شمال به بزرگراه همت و محله شهرک غرب، از شرق به بزرگراه شیخ فضل‌الله نوری، از غرب به مسیل رودخانه پونک و از سمت جنوب به بزرگراه حکیم و محله بلوار مرزداران محدود می‌شود. بزرگراه یادگار امام در راستای شمالی/جنوبی، این بوستان را به دو بخش تقسیم می‌کند که پیوند آن‌ها به وسیله دو پل برقرار شده‌است.

از امکانات این بوستان می‌توان به موزه تنوع زیستی، موزه آب و باغ وحش اشاره کرد. وجود موزه تنوع زیستی با انواع حیوانات و حشرات تاکسیدرمی شده، و بعضاً زنده، یکی دیگر از جذابیت‌های این پارک جنگلی است. ساختمان سازمان حفاظت محیط زیست ایران نیز در قسمت جنوبی این بوستان قرار دارد.

به علت وجود چندین بزرگراه در اطراف پارک پردیسان، استقبال زیادی برای استفاده از این پارک پدید آمده‌است و بیشتر روزهای هفته و به ویژه روزهای تعطیل مردم برای استفاده از این پارک رهسپار شمال غرب تهران می‌شوند.






تاریخچه

طرح اولیه این بوستان در زمان پهلوی، و متعلق به یان مک‌هارگ آمریکایی می‌باشد.








پارک جنگلی چیتگر

پارک جنگلی چیتگر از پارک‌های جنگلی شهر تهران است.

این بوستان از شمال به زمین‌های چیتگر، از جنوب به آزادراه تهران-کرج از غرب به آزادشهر و پیکان‌شهر و از شرق به منطقهٔ خرگوش‌دره محدود می‌شود. این پارک با ۹۵۰ هکتار زمین پردرخت از بزرگ‌ترین بوستان‌های جنگلی استان تهران است.

هدف از احداث این بوستان جنگلی که در آغاز مسیر وزیدن باد غربی به شهر تهران قرار گرفته، بالا بردن مقدار اکسیژن هوای تهران بوده‌است.

این پارک دارای یک پیست و مسیرهای دوچرخه‌سواری و امکانات اسکیت‌سواری است.

همچنین ایستگاه مترو چیتگر مقابل درب شمارهٔ ۱ و ایستگاه مترو ایرانخودرو مقابل درب‌های ۵ و ۷ قرار دارد.

دریاچه چیتگر در مجاورت این پارک جنگلی واقع شده است. محدوده شرقی به مساحت تقریبی ۲۵۳ هکتار است، محدوده غربی مساحتی معادل ۶۵۸ هکتار را به خود اختصاص داده است. حداقل ارتفاع پارک چیتگر از سطح دریا ۱۲۲۵ متر و حداکثر آن ۱۳۱۳ متر بوده و متوسط آن ۱۲۶۹ متر است. پوشش درختی پارک در مجموع مساحتی در حدود ۷۳۴ هکتار را در بر می‌گیرد و حدود ۵۳ درصد از آنها را گونه‌های سوزنی برگ مانند کاج الداریکا، سرو نقره‌ای و سرو خمره‌ای و حدود ۴۷٪ از درختان را ۹ گونه درختی سوزنی برگ (از جمله اقاقیا، زبان گنجشک، نارون چتری، ارغوان، داغداغان، افرای زینتی، پلت، بلوط و ایلان) تشکیل می‌دهد.








پارک جنگلی لویزان

پارک جنگلی لَویزان یکی از پارک‌های جنگلی شهر تهران و بخش شمیرانات است که بیش از 1000 هکتار وسعت دارد و در شمال شرق پایتخت واقع گردیده است.

این پارک جنگلی از شمال به بزرگراه شهید بابایی، از جنوب به شمس آباد، از شرق به شهرک امید ، باغ پرندگان و از غرب به ده لویزان محدود می شود.


این پارک در ۱۳ کیلومتری مرکز شهر قرار دارد و بزرگترین فضای سبز شهر تهران به حساب می آید.

همچنین در بالای جنگل هتل دهکده شیان قرار دارد که مسافران زیادی را به خود جذب میکند.







پارک جنگلی وردآورد

پارک جنگلی وردآورد یکی از پارک‌های جنگلی استان تهران است که از نظر بزرگی در مرتبه دوم می‌باشد. این پارک در کوه‌های وردآورد و در کنار آزادراه ۲ قرار دارد. متاسفانه در سالهای اخیر با توجه به عبور بزرگراه همت از کنار پارک جنگلی ورداورد و افزایش شدیدارزش زمین در حوالی این بزرگراه بخشی از این پارک توسط شهرداری تخریب و در اختیار تعاونی‌هایی وابسته به شهرداری قرارگرفته است تا در آن ساخت و ساز صورت پذیرد.

این پارک جنگلی در منطقه ۲۲ تهران قرار دارد و دارای وسعت ۱۰٬۴۵۸٬۰۰۰ مترمربع است.







پارک ملی کابو دگاتا-نیخار

پارک ملی کابو دگاتا-نیخار (به اسپانیایی: Cabo de Gata-Níjar) یک منطقهٔ حفاظت‌شده در اندلس، اسپانیا نزدیک شهر آلمریا است. این منطقه بزرگترین منطقه حفظ منابع آبی - خاکی اروپایی واقع در غرب دریای مدیترانه است و ۴۶۰ کیلومترمربع شامل شهر کاربونراس، رشته کوه سیرا د کبو د گاتا و ۱۲۰ کیلومتر مربع از دریا به عنوان منابع آبی را پوشش می‌دهد. این منطقه در اصل یک منطقهٔ آتشفشانی بوده و فضای دور قلهٔ کبو د گاتا را شامل می‌شده است.

این منطقه در سال ۲۰۱۰ به عنوان یکی از محل‌های دفن زباله‌های هسته‌ای پیشنهاد شد.








جنگل‌های حرای استان هرمزگان
جنگل‌های حرای استان هرمزگان پنج قسمت مجزا می باشد که تحت حفاظت سازمان محیط زیست می باشند در این میان منطقه حفاظت‌شده حرا و تالاب بین‌المللی خور خوران بعنوان ذخیره گاه زیست کره نیز شناخته می شود.






جنگلهای حرای هرمزگان

جنگلهای حرای استان هرمزگان که بیشتر آنها از سال ۱۳۸۰ تحت حفاظت محیط زیست قرار دارند:

حرای تیاب و میناب (۷۸۰۹۹ هکتار)
حرای گابریک و جاسک (۳۴۵۹۶ هکتار)
حرای رود گز (۲۷۰۴۶ هکتار)
حرای خوران (۲۵۱۸ هکتار)
حرای خور خوران (۸۶۵۸۱ هکتار) که ۲۵ شهریور ۱۳۶۱ تحت حفاظت قرار گرفته و محدوده آن شمال جزیره قشم است و بعنوان ذخیره گاه زیست کره نیز شناخته می‌شود.







ویژگیها

سواحل جنوبی ایران از جمله هرمزگان که از مناطق خشک و دریایی آب شور شناخته شده است این گیاهی است که بی نیاز به آب شیرین می‌روید. به این گیاه در بندرعباس حرا گفته می‌شود.

درختان حرا، در قسمتهای کم عمق خور خوران کنار و روی تپه‌های جزیره مانندی که هنگام پایین رفتن آب دریا از آب بیرون می‌مانند قرار گرفته‌است. عمق آب این مناطق از یک تا یک و نیم متر تجاوز نمی‌کند؛ بنابراین جنگل هنگام بالا آمدن آب دریا، در آبهای خلیج فارس به حالت شناور می‌ماند و با فروکش کردن آب دریا به مدت ۶ تا ۷ ساعت مانند جنگل‌های مناطق خشک نمایان می‌شود. مساحت کل جنگل‌های حرا ۷ هزار و ۵۰۰ هکتار و مساحت حوزه جزیره قشم ۲ هزار و ۴۰۰ هکتار تخمین زده شده‌است.

جنگل حرا در سواحل جنوبی ایران، مهد انواع گوناگون آبزیان، پرندگان و دوزیستان است. از پرندگان می‌توان به مرغ ماهیخوار، حواصیل، لک لک، پلیکان، مرغابی ومرغ دریایی و از ماهی‌ها به خرچنگ، مار دریایی، شیلو، کلینگ (نوعی از صدف) و انواع مختلف قورباغه اشاره کرد. به همین دلیل به جنگل‌های حرا در منطقه قشم، ۳ عنوان منطقه حفاظت شده (ملی)، ذخیره گاه زیست کره و تالاب بین‌المللی نام داده‌اند؛ چرا که ۸۰ دررصد آبزیان خلیج فارس دوره تخم ریزی خود را در این منطقه می‌گذرانند.

در زمینهای اطراف خورتیاب از حدود ۳ کیلومتری بندر تیاب میناب، بوته‌های حرا به چشم می‌خورد. طول خورتیاب ۷ مایل دریایی است. در ۲ سمت خور جاسک و در چابهار نیز حراهایی به شکل پراکنده دیده می‌شود؛ اما بهترین نوع حرا از نظر رشد ارتفاع و انبوهی در ناحیه قشم، میان سواحل قشم، پل و خمیر است.

از راه خشکی (مثلاً سواحل قشم) راهی به درون جنگل‌ها نیست و تنهاراه دیدن آنها، راه آبی است. برای تماشای این جنگل نیز باید با ناخدایان پرتجربه همراه شد، چون تنها آنها میی توانند آبراهه‌های کوچک و متعدد موجود جنگل را شناسایی کنند.

حرا فواید زیادی دارد از جمله شیره درون آوندهای آن بر بیماری خشکی که بیماری پوستی شایع در منطقه هرمزگان است، تاثیری قابل توجه دارد.







منطقه حفاظت شده گنو

منطقه حفاظت شده گِنُو در شمال بندرعباس با آب و هوایی مطبوع سرزمینی کوهستانی، از جمله مناطقی است که کمتر شناخته شده‌اند و از نظر آب و هوایی با فضای مرسوم و معمول تفاوت دارند. گنو، با مساحت ۲۷ هزار و ۵۰۰ هکتار و ارتفاع متغیر ۵۰ تا ۲ هزار و ۳۷۴ متر در شمال بندرعباس قرار دارد و از نظر تنوع گیاهی و جانوری و آب و هوای مطبوع، کوهها و دره‌ها بی نظیر است. از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۴ این سرزمین را به عنوان منطقه حفاظت شده شناختند؛ اما به دلیل غنای طبیعی از سال ۱۳۵۴ به عنوان پارک ملی معرفی شد. این سرزمین به عنوان بخشی از سرمایه و میراث طبیعی به شمار می‌رود و شهرت بین‌المللی دارد. کوه گنو، به سبب داشتن آب و هوای سرد، برف خیز بودن و دامنه‌هایی سرسبز با آب و هوای مطبوع، از سال ۱۳۲۰ مورد توجه مردم بندرعباس بوده‌است و در طول این سال‌ها ساکنان شهر برای فرار از گرما، به مناطق ییلاقی کوه گنو مانند کهنوج، باغ کاشان و چاهو سفر می‌کرده‌اند. کوه گنو ۲ قله بزرگ به نام نصیری و بازگرد دارد که بلندترین نقطه را تشکیل می‌دهند و از انواع درختان جنگلی و بوته‌های دارویی پوشیده شده‌اند. درختان انگور، سیب، زردآلو، انار، انجیر، نارنگی، لیموترش، نارنج، انبه و خرما طبیعت زیبای منطقه را زینت بخشیده‌اند. چشمه‌های متعددی با نامهای انارو، باغ زیر، سرا، دزک، الیاسی درمر این باغها را آبیاری می‌کرده‌اند، که متأسفانه طی سال‌های خشکسالی، تعدادی از آنها خشک شده‌اند. کوه گنو از نظر زیست محیطی نیز برای زندگی انواع حیوانات گوشتخوار و علفخوار مانند پلنگ، کفتار، گرگ، شغال، قوچ، میش، بز و آهو مناسب است.

منطقه حفاظت شده گنو با وسعت ۴۹۰۰۰ هکتار همچنین یکی از ۹ ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.






راه منطقه گنو

چند راه دستیابی به قله گنو :

جبهه جنوبی : از طریق جاده بندرعباس به بندر لنگه (روستای ایسین، تازیان) و جاده کوهستانی ایستگاه تلویزیون (۳۲ کیلومتر) - پاسگاه محیط بانی سرحد گنو - چشمه رمر- چشمه سرچربه - سنگ قرار- قله نصیری
جبهه جنوبی : از طریق جاده بندرعباس به بندر لنگه (روستای ایسین، تازیان) و جاده کوهستانی ایستگاه تلویزیون (۳۲ کیلومتر) - پاسگاه محیط بانی مرکزی (واقع در ابتدای جاده ایستگاه) - آب بند چوبی - مسیل تنگ سیاه - دره تنگ سیاه - چشمه پرکوه - سنگ قرار - قله نصیری
جبهه جنوبی : از طریق جاده بندرعباس به بندر لنگه (روستای ایسین، تازیان) و جاده کوهستانی ایستگاه تلویزیون (۳۲ کیلومتر) - پاسگاه سر محیط بانی (واقع در ابتدای جاده ایستگاه) - آب بند چوبی - مسیل تنگ سیاه - دره تنگ سیاه - چشمه پرکوه - صعود جبهه جنوبی قله قلات سرپهن - عبور از خط الراس مرکزی - قله نصیری
جبهه شرقی (یال آبگرم) : از طریق کیلومتر ۲۵ محور اصلی بندرعباس به سیرجان - آبگرم گنو - چشمه انارون - گردنه کهنوج - روستای کهنوج بالا - قله سرجوتون- جاده آسفالته ایستگاه تلویزیون - در جهت غرب قله‌های بازگرد - دو برار - زندان زرد - قلات نصیری
جبهه شمالشرقی (تنگ باغ) : از طریق کیلومتر ۳۰ محور اصلی بندرعباس به سیرجان - ۱۲ کیلومتر جاده خاکی در جهت غرب - روستای تنگ باغ - روستای کهنوج بالا - قله سرجوتون - جاده آسفالته ایستگاه تلویزیون - در جهت غرب قله‌های بازگرد - دو برار - زندان زرد - قلات نصیری
جبهه غربی (سلکوه) : از طریق جاده بندرعباس به بندر لنگه (روستای ایسین، تازیان (روستای قلات بالا - به موازات ریل قطار - روستای سلکو - چشمه سلکوه - صعود خط الراس غربی (قلل: سلاورو، قلات سرپهن، قلات نصیری)

از جمله جلوه‌های طبیعی و جذاب گردشگری این منطقه، آب گرم گنو است. تنوع پوشش گیاهی این کوه از دامنه تا قلعه کوه مشتمل بر درختان گرمسیری، استپ کوهپایه‌ای و گونه‌های نواحی سردسیر است . جانوران منطقه حفاظت شده عبارت‌اند از : قوچ، بزکوهی، آهو، گرگ، خرس، روباه، پلنگ، خوک، کفتار، شغال، خرگوش، شغال . از انواع پرندگان : کبک، عقاب، شاهین، بادخور، قُمری، تیهو، فاخته.






قلل معروف منطقه

قلات نصیری ۲۳۴۹ متر، استیری ۱۵۴۶ متر، قلات سرپهن ۲۱۷۵ متر، دو برار ۲۲۸۲ متر، بازگرد ۲۲۳۳ متر زندان زرد ۲۳۰۹ متر، تاسیسات صداوسیما ۲۳۳۰ متر، سرجوتون ۲۲۵۴ متر، کهنوج ۱۸۱۳متر سه سرخ ۱۱۲۲ متر، گودبونی ۱۸۹۵ متر







منطقه حفاظت‌شده حرا و تالاب بین‌المللی خور خوران

منطقه حفاظت‌شده حرا و تالاب بین‌المللی خور خوران مجموعه جنگلهای درختان سرسبز ساحلی مانگرو یا حرا است که در حوالی جزیره قشم، بندرپل، جزیره هرمز و بندر خمیر در استان هرمزگان قرار دارد که با آبراهه‌های آن با پرندگان زیبا و طبیعت بکر وحشی‌اش از منابع توریستی و دیدنی استان هرمزگان می‌باشد. و هر ساله افراد زیادی را برای تماشا به سوی خود جلب می‌کند و یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است. این جنگلها معمولاً تحت حفاظت سازمان محیط زیست قرار دارند. و مجموعه حرای شمال غربی قشم بدلیل اهمیت بین‌المللی بعنوان ذخیره گاه زیست کره حرا شناخته می‌شود.

حرا (هرمزگان) (۸۶۵۸۱ هکتار) که ۲۵ شهریور ۱۳۶۱ تحت حفاظت قرار گرفته و محدوده آن شمال جزیره قشم است و بعنوان ذخیره گاه زیست کره نیز شناخته می‌شود.

این منطقه حفاظت شده که یکی از جنگلهای پنجگانه استان هرمزگان در شمال غرب جزیره قشم با وسعت ۸۵۶۸۶ هکتار همچنین یکی از ۱۱ ذخیره‌گاه زیست‌کره در ایران است.






ویژگیها

سواحل جنوبی ایران از جمله هرمزگان که از مناطق خشک و دریایی آب شور شناخته شده است این گیاهی است که بی نیاز به آب شیرین می‌روید. به این گیاه در بندرعباس حرا گفته می‌شود.

درختان حرا، در قسمتهای کم عمق خور خوران کنار و روی تپه‌های جزیره مانندی که هنگام پایین رفتن آب دریا از آب بیرون می‌مانند قرار گرفته‌است. عمق آب این مناطق از یک تا یک و نیم متر تجاوز نمی‌کند؛ بنابراین جنگل هنگام بالا آمدن آب دریا، در آبهای خلیج فارس به حالت شناور می‌ماند و با فروکش کردن آب دریا به مدت ۶ تا ۷ ساعت مانند جنگل‌های مناطق خشک نمایان می‌شود. مساحت کل جنگل‌های حرا ۷ هزار و ۵۰۰ هکتار و مساحت حوزه جزیره قشم ۲ هزار و ۴۰۰ هکتار تخمین زده شده‌است.

جنگل حرا در سواحل جنوبی ایران، مهد انواع گوناگون آبزیان، پرندگان و دوزیستان است. از پرندگان می‌توان به مرغ ماهیخوار، حواصیل، لک لک، پلیکان، مرغابی ومرغ دریایی و از ماهی‌ها به خرچنگ، مار دریایی، شیلو، کلینگ (نوعی از صدف) و انواع مختلف قورباغه اشاره کرد. به همین دلیل به جنگل‌های حرا در منطقه قشم، ۳ عنوان منطقه حفاظت شده (ملی)، ذخیره گاه زیست کره و تالاب بین‌المللی نام داده‌اند؛ چرا که ۸۰ دررصد آبزیان خلیج فارس دوره تخم ریزی خود را در این منطقه می‌گذرانند.

در زمینهای اطراف خورتیاب از حدود ۳ کیلومتری بندر تیاب میناب، بوته‌های حرا به چشم می‌خورد. طول خورتیاب ۷ مایل دریایی است. در ۲ سمت خور جاسک و در چابهار نیز حراهایی به شکل پراکنده دیده می‌شود؛ اما بهترین نوع حرا از نظر رشد ارتفاع و انبوهی در ناحیه قشم، میان سواحل قشم، پل و خمیر است.

از راه خشکی (مثلاً سواحل قشم) راهی به درون جنگل‌ها نیست و تنهاراه دیدن آنها، راه آبی است. برای تماشای این جنگل نیز باید با ناخدایان پرتجربه همراه شد، چون تنها آنها میی توانند آبراهه‌های کوچک و متعدد موجود جنگل را شناسایی کنند.

حرا فواید زیادی دارد از جمله شیره درون آوندهای آن بر بیماری خشکی که بیماری پوستی شایع در منطقه هرمزگان است، تاثیری قابل توجه دارد.






سایر جنگل‌های حرای استان هرمزگان

حرای تیاب و میناب (۷۸۰۹۹ هکتار)
حرای گابریک و جاسک (۳۴۵۹۶ هکتار)
حرای رود گز (۲۷۰۴۶ هکتار)
حرای خوران (۲۵۱۸ هکتار)







کوه ووتای
کوه ووتای در شانشی، چین واقع است و یکی از چهار کوه مقدس در بودیسم چینی است.این کوه به خاطر ۵۳ صومعه مقدس اش شناخته شده‌است که قدیمی ترین ساختمان‌های چوبی موجود در چین است که از دوران سلسله تانگ به جا مانده‌اند. بلندترین قله چین نیز در این منطقه‌است.کوه ووتای در سال ۲۰۰۹ در میراث جهانی یونسکو ثبت گردید.







کوهستان هونگ‌شان
کوهستان هونگ‌شان یا کوه زرد در رشته کوه جنوب استان آنهویی در شرق چین واقع است.این کوه به دلیل مناظر زیبای آن از جمله غروب، درختان کاج و قله‌های گرانیت میان ابرها موضوع مکرر نقاشی‌های سنتی چینی و ادبیات، و همچنین عکاسی‌های مدرن است.کوهستان هونگ‌شان یکی از مکان‌های مهم توریستی در چین است و در سال ۱۹۹۰ به عنوان مکانی ترکیبی (طبیعی _ فرهنگی) در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است.








هتسه
شهر هتسه (به رومانیایی: Haţeg) در شهرستان هوندرا در کشور رومانی واقع شده‌است. جمعیت این شهر ۱۲٬۵۰۷ نفر است.







لنکاوی

لنکاوی، با نام رسمی لنکاوی گوهرِ کداح (به زبان مالای: Langkawi Permata Kedah)، مجمع‌الجزایری از ۱۰۴ جزیره در دریای آندامان است و در حدود ۳۰ کیلومتری شمال غربی خاک اصلی مالزی قرار دارد. این جزیره‌ها بخشی از استان کداح است که با تایلند همسایه است.

اقتصاد آن پیشتر بر پایه برنج‌کاری و کشتگاه‌های کائوچو بود اما امروز بیشتر درآمد آن از گردش‌گری است.







پارک لینکلن

پارک لینکلن (به انگلیسی : Lincoln Park) با مساحتی حدود ۴.۹ کیلومتر مربع در امتداد ساحل شیکاگو، ایلینویز و مقابل دریاچه میشیگان قرار گرفته است. پارک لینکلن بزرگترین پارک عمومی شیکاگو است. این پارک بعد از آبراهام لینکلن نام گذاری شده است. این پارک با طول ۱۱ کیلومتر، از خیابان اوهایو در جنوب تا نزدیکی خیابان آردمور در شمال، در شمال پایانه لیک شور درایو در خیابان هالیوود امتداد دارد.

امکانات تفریحی پارک شامل ۱۵ زمین بیس بال، ۶ زمین بسکتبال، زمین سافت بال، زمین فوتبال، ۳۵ زمین تنیس، ۱۶۳ زمین والیبال و .. می باشد.این پارک همچنین دارای یک بندرگاه با امکانات قایق سواری است.

پارک لینکلن با حدود ۲۰ میلیون بازدید کننده در سال، دومین پارک پر بازدید در ایالات متحده آمریکا است.







پارک مرکزی نیویورک

پارک مرکزی نیویورک (در زبان انگلیسی: Central Park) نام پارک بزرگ و معروفی است که در مرکز منهتن و در میان مراکز تجاری شهر نیویورک قرار دارد. پارک مرکزی نیویورک، اولین پارک مُدرن در تاریخ ایالات متحدهٔ آمریکا محسوب می‌شود که در سال ۱۸۵۷ میلادی توسط فردریک لاو المستد (Frederick Law Olmsted) و همکار انگلیسی اش کالورت واکس (Calvert Vaux) طراحی و افتتاح شد.

وسعت این پارک حدود ۳۴۲ هکتار است که به شکل مستطیل در قلب منطقه منهتن (منطقه تجاری نیویورک) واقع شده است. همچنین این پارک دارای دریاچه‌هایی به وسعت جمعاً ۶۰/۷ هکتار می‌باشد.

سالیانه ۲۵ میلیون نفر از این پارک بازدید می‌کنند.






پارک میلنیوم
پارک میلنیوم بین دریاچه و مرکز شهر فرار دارد از هر جای شیکاگو با مترو به مرکز شهر بیاید و به سمت شرق بروید به این پارک خواهید رسید اگر شیکاگو رفتید حتماً به این پارک سربزنید و از پل دیدن فرمائید






پارک هاگلی
پارک هاگلی یک پارک عمومی بزرگ در شهر کرایست چرچ در نیوزیلند است که در سال ۱۸۵۵ افتتاح شد. وسعت این پارک بیش از ۱۶۰ هکتار است.







پارک هرمان

پارک هرمان نام مشهورترین پارک عمومی شهر هیوستون در تگزاس است.

این پارک که در سال ۱۹۱۴ تأسیس شد در مجاورت دانشگاه رایس و مرکز پزشکی تگزاس قرار دارد و حاوی مراکز تفریحی و فرهنگی متعددی است.







پارک یرکون

پارک یرکون (به عبری: פארק הירקון‎) نام بزرگ‌ترین پارک در کلان‌شهر تل‌آویو است که در کنار رودخانه یرکون بنا شده است. این پارک در سال ۱۹۷۳ میلادی، افتتاح شد.

پارک یرکون مرکز فعالیت‌های فرهنگی و ورزشی، بخصوص پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و حتی قایق‌رانی است. در داخل پارک یرکون، یک دریاچه مصنوعی ساخته شده است و مردم می‌توانند در آن به قایق‌رانی بپردازند.

این پارک همچنین دارای مرکز فرهنگی، آمفی‌تئاتر، محل نگهداری پرندگان کمیاب، باغ کاکتوس و باغ صخره‌ای می‌باشد.

پارک یرکون پذیرای کنسرت بسیاری از خوانندگان مطرح جهان، هم‌چون پل مک‌کارتنی، مدون، مایکل جکسون، یوتو، التون جان، گانز ان روزز، متالیکا، تینا ترنر، دیوید بویی و وست‌لایف بوده است.

همچنین به مناسبت‌های مختلف فرهنگی، پارک یرکون، میزبان ارکستر فیل‌هارمونیک اسرائیل می‌گردد.







پی‌پی‌جی پلیس

پی‌پی‌جی پلیس (به انگلیسی: PPG Place) نام یک برج مرتفع در پیتسبورگ در پنسیلوانیا است.

معماران این برج پست‌مدرنیستی، مشارکت فیلیپ جانسون و جان بورگی هستند.

آغاز به کار ساخت برج در ۲۸ ژانویه ۱۹۸۱ بوده و زمان ساخته شدن آن بین ۸۴-۱۹۸۱ و زمان افتتاحش آگوست ۱۹۸۳ بود. کاربرد برج اداری-تجاریست.

ارتفاع سقف برج ۶۳۵ فوت (متر ۱۹۴) و تعداد طبقات آن ۴۰ است.

هزینه ساخت برج ۲۰۰ میلیون دلار بود.

این مرکز مجموعه‌ایست در قسمت تجاری شهر پیتزبورگ، و شامل ۶ ساختمان در سه ناحیه شهر و مساحت ۵/۵ هکتار می باشد. این ساختمان دارای طراحی شیشه ای بوده و شامل ۱۹۷۵۰ قطعه شیشه می باشد.






دیسکاوری گرین

دیسکاوری گرین(به انگلیسی: Discovery Green) یک پارک عمومی در مرکز شهر هوستون،در ایالت تگزاس ایالات متحده آمریکا است.این پارک با مساحت ١١.٧٨ هکتار در سال ٢٠٠٨ افتتاح گردید.دیسکاوری گرین در میان مرکز کنوانسیون جرج براون و هتل هیلتون آمریکا و در مجاورت مرکز تویوتا واقع گردیده است.این پارک شامل یک دریاچه، گروه های موسیقی و سالن برای اجرای برنامه های عمومی، اجرای مسابقه دو سگ، منطقه کودکان و مناطق تفریحی متعدد است. دیسکاوری گرین توسط شرکت همکاران هارگریوز طراحی شده است.

اولین رویدادی که در پارک برگزار شد، در سال ٢٠٠٨ مراسم تحلیف بیل وایت، شهردار هوستون بود. این پارک به طور رسمی در ١٣ آوریل ٢٠٠٨ افتتاح شد.تخمین زده می شود که تقریباً یک چهارم میلیون نفر از روز بازگشایی تا ٣٠ ژوئن ٢٠٠٨ از پارک بازدید کرده‌اند.






تاریخچه

پارک دیسکاوری گرین گواهینامه LEED را در اکتبر ٢٠٠٩ به دست آورده است.






ویژگی های پارک

گردشگاه بنیاد براون: یک گردشگاه سایه دار، پوشیده از درختان بلوط زنده ١٠٠ ساله.
باغ بنیاد ورسام: به مساحت یک هکتار، شامل درختان گلدار، گیاهان، فواره ها و آثار هنری.
دریاچه کودک: دریاچه ای به مساحت یک هکتار که با گیاهان تالاب های بومی پوشیده شده است.
چند مجسمه در تپه های پوشیده شده از چمن با منظره هایی از مرکز شهر هوستون.
بنیاد مک نر: تفرجگاه هایی از درختان سایه دار، مسیر قدم زنی کنار دریاچه و محوطه ای برای کودکان.
زمین بازی جان مک گاوِرن
دو مسابقه برای دو سگ ها: یکی برای سگ های بزرگتر و دیگری برای سگ های کوچکتر، به همراه محل استقرار برای صاحبان آنها.
٦٣٠ پارکینگ زیرزمینی
محوطه ای برای بازی اسکیت روی یخ

گروه موسیقی رستوران شیلر دل گراند، روزانه در دو نوبت نهار و شام در رستوران ها اجرا خواهند داشت.






رویدادهای برنامه ریزی شده

پارک دیسکاوری گرین مجموعه برنامه هایی را در طول سال ارائه می دهد.همه این برنامه ها رایگان و برای عموم آزاد هستند، مگر در موارد خاص.

ارائه هنرهای نمایشی، ادبی و بصری هوستون از سری برنامه های هنری پارک هستند.

ارائه فیلم، رقابت شدید میان رشته های مهندسی، کنسرت توسط نوازندگان مطرح، شامل نواهای سواحل خلیج تگزاس و تگزاس مرکزی، مجموعه برنامه های سرگرمی پارک را تشکیل می دهند.

مجموعه برنامه های زندگی سالم هر هفته در پارک ارائه می شود که شامل کلاس های ورزشی مانند پیلاتیز، یوگا، زومبا و همچنین یک کلاس ورزش با عنوان HIP2BFit فقط برای بچه ها است.

مجموعه برنامه های خانواده ها و کودکان هم، کارگاه ها و فعالیت های مناسبی را برای کودکان و پدر و مادرشان تدارک دیده است.

در تعطیلات آخر هفته، خانواده ها می توانند به پارک مراجعه کنند و حیوانات خانگی شان را در مسابقه دو سگ ها که هر روز اجرا می شود قرار دهند و بچه های خود را در زمین بازی نظاره کنند، درحالیکه خودشان مشغول روزنامه خواندن هستند و قوطی های خود را در سطل زباله می اندازند.








کومون بوستون

کومون بوستون (به انگلیسی: Boston Common) یا د کومون (به انگلیسی: The Common) پارکی در مرکز شهر بوستون، در ایالت ماساچوست، ایالات متحده است. این پارک لقب قدیمی‌ترین پارک عمومی ایالات متحده را به خود گرفته‌است. تاریخ تاسیس آن به ۱۶۳۴ میلادی برمی‌گردد. وسعت پارک در حدود ۵۰ جریب است. این پارک در سال ۱۹۸۹ به عنوان اثر تاریخی ملی انتخاب شده‌است.






تاریخچه

کومون استفاده‌های گوناگونی در طول تاریخ داشته‌است. تا سال ۱۸۳۰، محل برای نگهداری احشام بوده‌است و تا سال ۱۸۱۷ محلی برای اعدام در انظار عمومی بوده‌است. نیروهای بریتانیایی تا پیش از جنگ انقلاب آمریکا در کومون بوستون قرار داشتند و از آنجا در آوریل ۱۸۷۵ به لکسینگتون و کونکورد برای مبارزه با نیروهای مستعمرات سیزده‌گانه رفتند.






استفادهٔ کنونی

در حال حاضر پارک محلی برای اجتماعات و همچنین تفریحگاهی برای افراد ساکن بوستون است.






وقابع مهم

افراد مانند مارتین لوتر کینگ، پاپ ژان پل دوم و گلوریا استینم در این پارک به سخنرانی پرادخته‌اند.








مرغزار فلاشینگ–کرونو پارک
مرغزار فلاشینگ کرونو پارک(به انگلیسی:Flushing Meadows–Corona Park) که به آن فلاشینگ مدوز پارک یا فلاشینگ مدوز نیز می گویند، یک پارک عمومی واقع در شهر نیویورک است.این پارک، سیتی فیلد ورزشگاه خانگی تیم بیسبال نیویورک متس، ساینس هال نیویورک، موزه هنر کویینز، مرکز حیات وحش کویینز، مرکز تنیس ملی بیلی جین کینگ یواس‌ تی‌ای محل برگزاری تورنمنت یواس اوپن رادر خود جای داده است. فلاشینگ مدو در کویینز قرار دارد.این پارک بین بزرگراه ون ویک و گرند سنترال پارک وی است و از خلیج فلاشینگ واقع در ضلع جنوبی فرودگاه لاگواردیا تا یونیون ترنپایک امتداد می یابد. این پارک دومین پارک بزرگ(پس از پارک خلیج پلهم در برانکس) در شهر نیویورک است.پارک فلاشینگ به منظور محل برگزاری نمایشگاه جهانی نیویورک ۱۹۳۹/۱۹۴۰ ساخته شده است.فلاشینگ مدو توسط سازمان پارک ها و تفریحات نیویورک اداره می شود.







های لاین

های لاین (به انگلیسی:High Line) یک پارک خطی ۱ مایلی (۱٫۶کیلومتری) است که بر روی بخش مرتفعی از خط آهن ۱٫۴۵مایلی(۲٫۳۳ کیلومتری) قدیمی وست ساید که به طرف پایین منهتن می رود با فضای سبز بازسازی شده است و به عنوان یک راه سبز در ارتفاع طراحی شده است.در حال حاضر بخشی از این پارک که بین خیابان گرنسوورت واقع در ناحیهٔ میت پکینگ و خیابان ۳۰ام (در محلهٔ چلسی) واقع در وست ساید یارد در نزدیکی مرکز کنوانسیون جاویتس است مورد بهره برداری قرار گرفته است. بازسازی این خط آهن به عنوان یک پارک درون شهری موجب رونق بخشیدن به بازار املاک در همسایگی این راه شده است.







پارک سیمون بولیوار

پارک متروپولیتن سیمون بولیوار -که بیش‌تر با نام پارک سیمون بولیوار شناخته می‌شود- شامل فضای سبز، شهر بازی و مجموعه‌های ورزشی است که در مرکز شهر بوگوتا -پایتخت کلمبیا- واقع شده‌است. این پارک به نام آزادی‌خواه آمریکای لاتین -سیمون بولیوار- نام‌گذاری شده‌است. پارک سیمون بولیوار یکی از شلوغ‌ترین پارک‌های شهری در بوگوتاست.
3:13 am
1)شهيد برونسي در عمليات بدر بسيار ناراحت و گرفته به نظر مي رسيد ، چون عمليات خيبر و آنچه در عمليات خيبر اتفاق افتاده بود ، خيلي برايش سنگين و متأثركننده بود و لذا خيلي تأكيد مي كرد كه هيچكس اجازه عقب نشيني در اين عمليات را ندارد. و بايد ما هدفمان را بگيريم ، حتي اگر تا آخرين نفرمان هم به شهات برسيم ، ولي بايد به سر چهار راه برسيم.





واقعاً اين را به عنوان شعار نمي گفت: از قلبش از تمام نهادش اين ندا بر مي خواست و به صورت بلند و با فرياد مي گفت: كه وعده ما سر چهار راه ، اين چهار راه هم به اصطلاح پدي بود كه دشمن آورده بود، در عمق جزيره ايجاد كرده بود. يعني از اتوبان بصره منشعب مي شد و يك خط پدافندي به حساب مي آمد كه دشمن در واقع تشكيل داده بود. تقاطع آن بعضي از جاده هايش بصورت عمودي به داخل جزيره مي آمد كه به اينها در واقع مي گفتيم پد، جاده اي بود ولي چون بلند بود ارتفاعش از سطح آب گرفتگي هور قريب به 3 متر (2/5 الي 3 متر ) از هور مي آمد از توي آب يعني مي آمدي بالا تا مي رسيدي به خود جاده عرض جاده هم حدوداً 8 متر بود ، اين تنها جاده اي بود كه ما داخل آب داشتيم.


2) شهيد برونسي مي گفت: اولين دفعه كه مي خواستم به جبهه بروم براي خداحافظي به خانه آمدم و ديدم كه خانمم حالت غش به او دست داده و خيلي وضع ناجوري داشت. مي گفت: بالاي سرش ايستادم تا بالاخره به هوش آمد. مادر زنمان هم بود. مانده بوديم كه چه طوري با اين وضعيت روحي و جسمي كه دارد جريان رفتن جبهه را به او بگويم. از طرفي مجبور بودم. چون وقت داشت تند تند مي گذشت و بايد خودم سريع به كارهايم مي رساندم. بالاخره جريان را به خانمم گفتم: تا خانمم جريان را شنيد هم خودش و هم مادر خانم من گفت: ما را با وضعيت به كي مي سپاري؟ در اين موقعيت و شرايط اگر ما الان بيفتيم چه كسي ما را به دكتر مي برد. گفتم كه: به خدامي سپارم و حضرت زهرا هم نگهدارتان هست. قبل از اينكه از خانه برود همان حالت مجدد به خانم ايشان دست مي دهد و خلاصه مجبور است كه اين خانم و خانواده را به همين وضعيت با چند بچه رها كند و خودش را به كاروان برساند. مي گفت: بعد از مدتي كه در جبهه بودم با خانواده ام تماس گرفتم و ديدم كه خانواده خيلي خوشحال است. تعجب كردم پرسيدم جريان چيست؟ خانمم جريان را اينگونه تعريف مي كردند، مي گفتند: بعد از اين كه تو رفتي در همان حالي كه من بي هوش بودم، يك كبوتر سفيدي وارد خانه شد و چند دور كنار خانه زد و كنار من نشست.من حركت كردم و به هوش آمدم، ديدم كه اين كبوتر است و نهايتاً پرواز كرد و رفت روي ديوار حياط روبروي همان در اتاق نشست. بعد از مدتي دور حياط چرخي زد و نهايتاً داخل اتاق آمد و دوري زد و پرواز كرد و رفت و گفت: از آن لحظه به بعد تا همين الاني كه چند سال مي گذرد و من در جبهه ها هستم خوشبختانه اين مريضي سراغ خانمم نيامده است.

3)پدرشان بعد از اينكه از جبهه برگشتند ، مريض بودند . در روستا كشاورزي مي كردند و هنگام درو كردن گندم مريض مي شوند و ايشان را به مشهد مي آورند . در مشهد او را به دكتر برديم و دكتر گفت : ايشان سكته كرده است . خيلي حالشان خراب بود ، زنگ زديم كه پدرتان خيلي مريض است و دكتر گفته است خوب نمي شود . بعد خنديدند و گفتند : مريض است دكتر ببريدش به مشهد كه دكتر زياد است هر دكتري هست ببريدش خوب بشود . اگر هم خوب نشد و ببريدش دفنش كنيد . گفتيم در انتظار شما هست . گفت : به پدرم بگوئيد در انتظار من نباشد ، جبهه بيشتر به من احتياج دارد تا پدرم . اگر مرد ببريدش دفنش كنيد اگر زنده ماند مي آيم مي بينمش . من الان نمي توانم بيايم . بعد از چند روزي پدرشان فوت كردند و مراسم كفن و دفن و عزاداري بدون حضور ايشان انجام شد . تا اينكه بعد از چهل روز زنگ زدند كه خبر بگيرند . گفتم پدرتان فوت كرده است . گفتند : اشكال ندارد وقتي كه آمدم برايشان تعزيه مي گيرم . براي چهلم پدرشان از منطقه آمدند و در روستا مجلس گرفتند . تعزيه كه تمام شد خودشان شروع به صحبت مي كنند و مي گويند : الان تمام افراد اينجا جمع شديد ، هر كس از پدر من ناراحتي ديده است ، قرض و طلب دارد بيايد به خودم بگويد . خودم حاضرم دين پدرم را ادا كنم . چون ميخواهم پدرم خاطر جمع باشد .

4)در سال 52 يك روز آقاي برونسي مرا با خودش به زاهدان برد . در مسافر خانه گذاشت و گفت : من مي روم كاري دارم و بر مي گردم اگر من دير آمدم شما همينجا بمان و نگران هم نشو ، هرچه گفتم : كجا مي خواهي بروي ، هيچ نگفت و رفت و شب نيامد و من خيلي نگران بودم . چون مي دانستم كه انقلابي است . روز بعدش كه آمد ديدم كه خيلي خوشحال است . هنگام برگشت به مشهد هرچه خواهش كردم باز چيزي گفت ولي بعد از پيروزي انقلاب يك روز گفتم : آن رفتن به زاهدان را بگو چه بود . بالاخره تعريف كرد و گفت : آقا من آنجا پيغامي از نماينده ويژه امام راحل در مشهد براي مقام معظم رهبري كه در ايرانشهر در تبعيد به سر مي برد داشتم . گفتم : پس چرا ما را بردي با خودت ؟ گفت : ترا بردم كه رد گم كنم چون جوان بودي .

5) در يكي از جلساتي كه در قبل از عمليات والفجر مقدماتي در قرارگاه نجف با حضور كليه فرمانده تيپها و لشكرها و فرماندهان گردان هاي عمل كننده آن قرارگاه در خدمت سردار همت داشتيم بعد از توضيحات كلي كه خود سردار همت داشتند و بالطبع به دنبالش فرمانده لشكرها و فرمانده تيپ ها محورهاي عملياتي خودشان را توضيح مي دادند و نوبت به فرمانده گردان ها مي رسيد. فرمانده گردان ها هم يكي يكي گزارش كار و فعاليت هاي خودشان را داشتند و همچنين گزارش مي دادند از نحوه عملكردشان و شناسايي و برنامه اي كه در آينده براي خودشان به عنوان طرح عملياتي در نظر گرفته بودند. شهيد برونسي آن روزهاي اولي كه مسئوليت گردان را به عهده گرفته بود به دلايل خاصي زياد علاقه به كار كلاسيك نداشت، يعني، هيچ موقع شايد دوست نداشت كه كلاسيكي عمل كند. لذا ميانه خوبي با طرح و نقشه و كالك و اينها نداشت. آن لحظه اي كه رفته بود، طرح مانور و محدوده عملياتي گردان خودش را توضيح بدهد، آنتن را روي كل محور عملياتي كل يگانها دور مي داد. شهيد همت به ايشان تذكر داد و گفت: نقطه عملياتي خودت را نشان بده. شهيد برونسي در جواب شهيد همت گفت كه: من زياد علاقه به اين شيوه اي كه شما مي فرماييد ندارم. من طرز كارم اين است كه شما نيرو در اختيار من بگذاريد و نقطه اي كه من بايد عمل كنم را به من نشان بدهيد. بنده تعيين مي كنم كه هر نقطه اي كه باشد چه در خطوط اول چه در عمق دشمن و با كمترين تلفات به راحتي يا در بعضي مواقع بدون تلفات آن را تسخير كنم و همين طور شد. نمونه اصلي اين مطلب را در همان عمليات والفجر مقدماتي شاهد بوديم. با توجه به مشكلات منطقه و موقعيت پيچيده اي كه به حساب تپه 85 اگر اشتباه نكنم داشت. روي آن تپه رملي ها، ايشان موفق شد با كاري كه از قبل روي طبيعت انجام داد و شناسايي هايي كه كرده بود، شب توانسته بود به راحتي در زمان مقرر گردان خودش را به خاكريز اول دشمن برساند.

6) مربوط به تصادفي كه كرديم، آن روزي كه مرخصي رفته بوديم همان وقتي كه ديديم راه ما خراب است، شيطان لعنتي به جلد ما آمد، وسوسه مي كرد، عجب كار اشتباهي كرديم. كاش مرخصي نمي آمديم. اين همه نيرو، خدايا چكار خواهند شد. خوب مي دانيد كه همه اش اين فكر بود، بر عكس اين ماشين ما از همان بلندي كه سرازير شد، به يك سرعتي افتاد كه احتمال تكه تكه شدن ماشين وجود داشت. حالا ما كه هيچي، كه يك لش گوشت هستيم. بعدش گفتم: كه خدايا مسئله اي نيست. ما در عمليات كشته نشديم، جايمان همين جا بود، خوب چي، قالو: انا لله و انا اليه راجعون. مسئله مردن خوب فرقي نمي كند، قسمت ما همين جا بوده است. فقط اول كه ماشين اين طوري شد يك دفعه باد از سرمان كنده شد، گفتم: يا ابوالفضل برو. كه برادر روحانيمان آقاي حسيني گفت: اين حرف شما را هرجا برويم خواهيم زد، يا ابوالفضل برو. حرف آن شب شده بود. خوب اگر خداي مي خواست ما كشته مي شديم. خوب همانجا زير برفها تكه پاره مي شديم. زير برفها بايد تا يك ماه مي گشتند كه ما را پيدا كنند. خوب مرگ اين طوري قسمت ما نبوده است. اجل پشت سر ما مي رفت.

7)سال 60 با شهيد برونسي در گردان ايشان مشغول خدمت بوديم. سپس در اطلاعات عمليات لشكر ويژه شهداء مشغول كار شديم. ايشان يك روز جهت هماهنگي به محل ما آمدند و در آنجا مي خواستيم جلويش نقشه بگذاريم و توجيه نقشه اي داشته باشيم. ايشان گفت: من از روي نقشه چيزي متوجه نمي شوم، شما من را ببريد در منطقه و بگوييد گردانتان را به خط بزنيد و كار انجام دهيد، فكر مي كنم اين موضوع در عمليات بدر بود. البته با نقشه هاي جنوب. چون نقشه هاي جنوب گ.يا شده و به زبان ساده است و نقشه هاي غرب، چون نقشه هاي مناطق كوهستاني است پيچيدگي بيشتري دارد. وقتي نقشه را جلويش پهن كرديم، گفت: من هيچي از اين نقشه نمي فهمم، ولي ايشان با همان روحيه رشادتهاي عجيبي از خودشان به يادگار گذاشتند. هميشه در عمليات ها ايشان نقطه اي را انتخاب مي كردند كه سخت نقطه در عمليات بود، ايشان داوطلب مي شدند و نقطه اي كه از همه جا سخت تر بود و كار بسيار زيادي مي برد به ايشان محول مي گرديد و ايشان آن را به اتمام مي رساندند...

9) آقاي توني مي گويد: شهيد برونسي روز قبل از عمليات بدر روحيه عجيبي داشت. مدام اشك مي ريخت، علت را كه پرسيدم آقاي برونسي گفت: دارم از بچه ها خداحافظي مي كنم چرا كه خوابي ديده ام. سپس افزود: به صورت امانت براي شما نقل مي كنم و آن اينكه: در خواب بي بي فاطمه زهرا (سلام الله عليه) را ديدم كه فرمود: فلاني! فردا مهمان ما هستي، محل شهادت را هم نشان داد. همين چهار راهي كه در منطقه عملياتي بدر (پد)فرود هلي كوپتر است و به طرف نفت خانه و جاده آسفالت بصره _ الاماره مي رود و من در همين چهار راه بايد نماز بخوانم تا وقتي كه به سوي خدا پرواز كنم و بالاخره نيز اين خواب در همان جا و همان وقتيكه گفته بود، به زيبايي تعبير شد. و خود سردار شهيد، شهادتين را خواند و بدينگونه عاشقي، فرهيخته ، ضتا خدا پر كشيد.

10)پيش از اينكه عمليات بدر آغاز شود ، ما به عنوان مسئول پشتيباني مي رفتيم خدمت فرمانده هان محترم از جمله شهيد برونسي ، ظهر بود ساعت حدود 11/30 الي 12بود ، كنار جمعي از فرمانده هان گردانهايشان نشسته بود از جمله يكي از فرمانده ها شهيد فرومندي بود كه نشسته بودند ، من جلو رفتم و احوالپرسي كردم و بعد پيرامون عملكرد گردان ابوالفضل(سلام الله عليه) كه در عمليات تشكيل شده بود ، سؤال كردم كه از نحوة پشتيباني عمليات خيبر راضي بوده ايد ؟ گفت : من از كار راضي هستم . خدا انشاء ا... كمكتان كند . اما يك چيزي كه به من گفت كه خيلي من را تكان داد ، گفت : فلاني ما از عمليات خيبر ، سالم برگشتيم . اين دفعه به شما مي گويم ، آن دستوري كه حضرت امام در رابطه با منطقه بصره دادند كه اگر بخواهيم به اهدافمان برسيم . من دو راه بيشتر ندارم . مي گفت : اين دفعه يا به اهدافي كه نظر حضرت امام است مي رسيم و يا جنازة من برمي گردد ،به غير از اين دو راه ، راه ديگري وجود ندارد ، خيلي براي من جالب بود . بعد با خودم گفتم : آقاي برونسي اينطوري محكم صحبت نكن . گفت : قطعاً هيچ شكي ندارم . در اين عمليات يا به اهدافي كه نظر امام است مي رسيم يا اينكه جنازة من بر مي گردد . بعد از عمليات هم ديدم كه واقعاً همينطوري شد ، جنازه اش هم برنگشت .
ساعت : 3:13 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
شهید عبدالحسین برونسی | next page | next page